مقدمه مصحح
سقوط دولت صفوى بر اثر هجوم افاغنه به ايران ، ثبات سياسى موجود را كه از زمان حكومت شاه عباس اول در ايران ايجاد شده بود ، بر هم زد . اگرچه بعد از يك دهه كشمكش ، نادر افشار حكومتى مقتدر در كشور پايهريزى نمود ، اما از آنجا كه تضادهاى مذهبى ايران با اقوام و دول همسايه از سويى ، و درگيرى خوانين در داخل كشور از سوى ديگر ، اقتدار منطقهاى ايران را بعد از حكومت نادر از بين برده بود ، وجود كريم خان زند و خوانين اين خاندان هم نتوانست از اين اغتشاش بكاهد .
آقا محمد خان قاجار نيز مىخواست اقتدار عهد نادر را زنده نمايد ، اما با توجه به سياست كهنه شده « زور و تطميع » كارى از وى ساخته نبود . همزمان با اين وضعيت سياسى در ايران ، اروپا راه خود را به گونهاى ديگر پايهگذارى نموده بود . حكومتهاى استعمارى با توجه به سياستهاى مركانتيليستى خويش توانسته بودند از كارخانهداران و محصولات آنها حمايت نمايند . با اين حمايتها ، كارخانهداران توانستند به مواد خام و بازار فروش مناسبى براى كالاهاى خود در اقصى نقاط جهان دست يابند ؛ كارخانهدارانى كه به دنبال انقلاب صنعتى اروپا ، با خود انقلابات سياسى در امريكا و فرانسه به ارمغان آورده بودند . درست در زمانى كه آقا محمد خان قاجار ، دشمن بزرگ خود را لطفعلى خان زند و در نهايت مردم تفليس مىدانست ، كشورهاى استعمارى انگليس و روسيه و فرانسه هدف مشتركى و آن تسلط بر تمامى ايران را تعقيب مىكردند و درپى دستيابى به آبهاى گرم خليج فارس و اقيانوس هند و در نهايت سرزمين هند بودند . البته هركدام