حقشناسى نواب شاهزادگان آزاده محمود ميرزا و همايون ميرزا ، اوضاع سى ساله نوكرى دربار دولت جاويد را بر باد دادم [ و ] مدت هفت ماه در قلعه رويين دز نهاوند ، كه از مستحدثات محمود ميرزاى ارجمند است ، محبوس بودم و از زندگى و زندگانى مأيوس . بالاخره حضرت صاحبقران دادرس به توسط امنيان شوكت خداداد به دادم رسيد و به نوشته و پيغام مقربان و حمايت همسايگان فرار اختيار كرده ، بخت سعيدم به آستان خلافت نشان كشيد » .
در توجيه مطالب خويش در خاتمه كتاب در مورد نواب محمود ميرزا مىنويسد :
« شاهزادهاى است غيور و پيوسته سرمست از باده غرور . با وجود خويش احدى را در روزگار موجود نمىباشد و از مقام سلطنت پاى خود را فراتر نمىگذارد و در محفل شاهزادگان از ايشان دور نشسته حرفى از لا و نعم به زبان نمىراند ، زيرا كه احدى را قابل به خاطب خويش نمىداند » .
به نظر مىرسد كه حبس او در قلعه رويين دز توسط نوّاب محمود ميرزا سبب شده است كه شاهزاده مزبور را چنين توصيف كند . او در ادامه مىافزايد : « مرحله بىلطفى او به جايى كشيد كه دو دفعه در لرستان و نهاوند قاصد جانم گرديد به انواع لطايف الحيل از چنگ او رستم و به چاكران درگاه صاحبقران روزگار پيوستم » .
بعد از رهايى از دست شاهزادگان مزبور به امر ملفوفهنويسى شاه مشغول گشت . « 1 » عبد الرزاق بيك دنبلى نيز شرح حالى درباره او و اجدادش مىنويسد و ديوان وى ( مهر خاورى ) را معرفى مىكند و مىگويد كه اين ديوان پنجهزار بيت از اقسام شعر را دربر مىگرفته و در روزهاى شنبه هر هفته غزلى را خدمت شاه مىخواند .
در فارس نامه ناصرى ، شرحى از وى آمده است و علاوه بر آن ، رضا قلى خان هدايت در مجمع الفصحا ، شرحى مفصل از وى تنظيم نموده است . محمود هدايت در گلزار جاويدان ، و مهدى بامداد در شرححال رجال ايران در دوره قاجار ، جلد سوم ، از او ياد مىكند ، اما هيچيك از اين مورخان ، تاريخ مرگ او را ننوشتهاند . تنها در فهرست نسخههاى خطى كتابخانه ملى و ملك وابسته به آستان قدس رضوى ، جلد دوم ، تاريخ
هامش
( 1 ) - حديقة الشعراء ، ص 542 .