تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
چهارهزار « 1 » نفر سواى دوهزار نفر بختيارى از محالات عراق به اين سياق ماهر شدند و يوسف خان گرجى [ كه ] از ابتداى عهد صبى تا اين زمان ، تربيت يافتهء شاهنشاه زمان بود ، برحسب امر اعلى به منصب سپهدارى اين افواج قاهره مفاخرت‌كنان بر اكابر و اصاغر [ شد ] . علاوه بر آن ، اختيار ولايات اكثرى از محال « 2 » [ 164 ] عراق از قبيل فراهان و كزاز و كمره و سربند و وفس و بزچلو و شراه و تفرش و غيره در كف كفايت او نهاده و خدمت‌گزارى و جانفشانى را آماده آمد . پيادگان نظام آذربايجانى ، معروف به سرباز و عراقى و مازندرانى ، معروف به جانباز گشتند و از اقبال بىزوال خسروانى در اندك زمانى در مراحل قدرت و جانفشانى به چندين پايه از صالدات فرنگى و روسى در گذشتند و همچنين از همت صاحبقران يگانه در دار الخلافه و دار السلطنه تبريز بناى نظام توپ‌خانه برپا شد و عرّاده‌هاى توانا به رسم و قاعده اروپا ساختند و در مدتى قليل تدارك آن از اسب و اسباب ديگر مهيّا و پرداخته شد ؛ مثلا توپى « 3 » را كه نادر شاه افشار با آن همه اقتدار با يكصد نفر پياده جرّار از سر درّه « 4 » خوار « 5 » ، دشوار مىبرد ، اكنون با شش نفر آدم يعنى توپچى و چهار سر اسب به آسانى در ميدان مجادله دشمن به هر طرف كه خواهند مىگردد و از چابك‌دستى توپچيان توانا در دقيقه [ اى ] هفت بار پر شده خالى مىگردد و الحال موازى دويست توپ سواره در ولايات طهران و تبريز موجود است و سپاه ايرانى را قدرت تسلط به استظهار اين توپ‌خانه مباركه بر دشمنان خارج و داخل معلوم و مشهود . شعر :
چنين كنند برزگان چو كرد بايد كار * چنين گذارد تدبير خسروان « 6 » آثار
هامش
( 1 ) . مجلس : « چهارده‌هزار » ( 2 ) . ملى : « حجال » ( 3 ) . ملى : « نوئى » ( 4 ) . ملى و مجلس : « دزه » ( 5 ) . مجلس : « خار » ( 6 ) . ملى : « خسرو »