جمشيد اصطخر فارس بر سنگ بسته و لباسى كه درين نقوش و حربه [ اى ] كه در دست آنها منقوش است ، معلوم مىشود كه در آن عهد نيز نظامى بوده و در ايران به اين نظم صفآرايى مىنمودهاند . علاوه براين ، در عهد بعثت جناب ختمى مآب كه بناى مجادله با كفار قريش و جماعت يهود و نصارا شد ، صحابهء صافى طويّت « 1 » به حكم آن حضرت ، دامنها بر يكديگر مىدوختند و به اين آيين از تيغ آتش و « 2 » فعل آتش جدال مىافروختند .
در زمان سلطان حسين ميرزاى بايقرا ، ملا حسين كاشفى نمونه [ اى ] تفنگ را از فرنگ آورد و سلطان مزبور به سبب مشاغل عيش و عشرت اعتنايى به آن ننمود تا در زمان شاه اسماعيل صفوى ، رسم تفنگسازى در ايران شايع شد و اين صنعت ، سرآمد جميع صنايع آمد .
اين صاحبقران عدالت اركان از وفور افكار صائبه در ظهور هنگامهء روسيهء رو سيه به خيال نظام جديد افتاد و در ابتداى همين سال ، به نوّاب نايب السلطنه به ترتيب سپاه نظام فرمان داد . درين اوقات كه سفراى دولت فرانسه روى به آستان همايون كردند و جمعى از معلّمين و مهندسين به همراه آوردند ، شاهنشاه آگاه افواج پياده استراباد و مازندران و عراق را نيز حكم به مشق نظام فرمود و بر خلاف اهالى روم ، به سبب ارادت فطرى كه هر تن از ادانى و اعالى ايران را به اين دودمان رفيع الشأن است ، احدى انكار اين معنى را نمىتوانست نمود . روزها بر سبيل استمرار اكثرى از نوّاب شاهزاردگان و امرا و خاصان و غلامان جلادت نشان در ميدان خارج و داخل ارك همايون مشغول به مشق نظام بودند و معلمين فرانسه به ادات خويش اين نظام را با انتظام مىنمودند .
در اندك زمانى از يارى بخت خسروانى معادل پنجاههزار نفر سپاه نظام در ممالك مازندران و عراق و طبرستان و سمنان و دامغان در اين كار مهارت يافتند و نوّاب امام ويردى ميرزاى ايلخانى ايل جليل قاجار به منصب سركشيكچىباشىگرى « 3 » سربلند و اين افواج قاهره در ريشسفيدى و سرتيپى او به مراحل افتخار و اعتبار شتافتند . معادل
هامش
( 1 ) . نيت ، انديشه ، ضمير
( 2 ) . مجلس : - « و »
( 3 ) . كشيكچى از لغت مغولى كشيك به معنى پاسدار است . ( سازمان ادارى حكومت صفوى - ص 57 ) آنان حافظان كاخ و جان شاه بودند و مسلح به تفنگ و طپانچه و سلاح آتشين و رئيس آنان را سركشيكچىباشى مىناميدند . ( م )