لواى فلك فرساى حضرت صاحبقرانى در روز جمعه بيست و چهارم شهر مزبور با يك جهان سپاه پر شور از مقرّ خلافت خجسته دستور ، « 1 » حركت كرده چمن سلطانيه ، مضرب خيام فلك احتشام آمد . اسماعيل خان دامغانى « 2 » غلام پيشخدمت خاصّه را با جمعى از دلاوران تركمانان يموت و كوكلان به جهت التزام موكب نوّاب شاهزاده در سيزدهم شهر ربيع الاول روان نمود . حضرت نايب السلطنه پس از ورود به بلده طيّبه زنجان ، برادر كهتر خويش نوّاب على خان را كه معروف به على شاه [ بود ] در آنجا گذاشته خود راه ديار آذربايجان برداشت . در منزل ميانج ، مهدى قلى خان قاجار دولو را به سبب احكامى كه از صاحبقران معدلت خو داشت ، به صوب ايروان و انتظام آن سامان مأمور و اسماعيل خان قاجار شامبياتى حاكم خوى را نيز به مراقبت او برزده دامان كرد .
بالجمله صاحبقران مؤيد پس از روانه كردن اسماعيل خان ، خود نيز - متوكّلا على الله - در روز پنجشنبه شانزدهم همين ماه از سلطانيه حركت و در چمن اوجان آذربايجان نزول اجلال فرمود . در آنجا به عرض عاكفان سدّه جلال رسيد كه
هامش
( 1 ) . ملى : « در منور »
( 2 ) . ذو الفقار خان حاكم سمنان ، مطلب خان حاكم دامغان ، اسماعيل خان ، محمد على خان و عيسى خان ، پنج برادر بودند كه هنگام طفوليت فتحعلى شاه در دامغان با او همبازى بودند و بعدها هم به او وفادار ماندند . از ذو الفقار خان در سمنان مسجد سلطانى سابق ( امام خمينى حاليه ) باقى است و موقوفات بسيارى از مطلب خان در دامغان بهجاى مانده ، از جمله مدرسه علميهاى در مركز دامغان از اوست . خانوادههاى ذو الفقارى دامغان از نسل ذو الفقار خان و مطلب خانند و خانواده سركرده از نسل اسماعيل خان ، كه لقب سركرده داشت ، هستند .
در مورد شخص اخير ، اعظمى سنگسرى در تاريخ سنگسر ( مهدى شهر ) مىنويسد : اسماعيل خان مشهور به « زر ريز خان » و « اسماعيل طلائى » ، در زندگىنامه وى خاطرهاى در اذهان مردم سنگسر از اوست كه در جايى نوشته و مكتوب نديده و آن اين است كه مىگويند : « فتحعلى شاه را از طرف يكى از دول خارجه بستهاى به عنوان هديه به دربار رسيد و شاه قصد گشودن آن را كرد . اسماعيل خان كه جزو ملتزمين بود ، استدعا كرد اين كار در محوطه كاخ به وسيله خدمتگزاران انجام شود ، چه احتمال سوءقصد را نمىتوان از نظر دور داشت . اتفاقا هنگام باز كردن ، بسته منفجر شد و خساراتى بهبار آورد . فتحعلى شاه با آگاهى از اين امر ، دستور داد براى اين دورانديشى ، هم وزن اسماعيل خان سردار ، سكههاى طلا به او مرحمت شود و چنين كردند و اسماعيل خان معروف به « زر ريز خان » شد .
اسماعيل خان دستور داد از محل اين سكههاى طلا در داخل صحن مطهر حضرت ثامن الائمه - عليه السلام - در مشهد ، سقاخانهاى بسازند و پوشش آن را از طلا كنند كه تا به امروز به نام اسماعيل طلايى مشهور و باقى است ( تاريخ سنگسر ، اعظمى سنگسرى ، ص 55 ) .