از حكم جهان محكمه او كه فلك را * بر گردن ازو تا « 1 » به ابد سلسله افتاد
شد ريخته اين توپ كه شد زلزلهاش نام * وز هيبت آن در دو جهان غلغله افتاد
پس كرد رقم خاوريش از پى تاريخ * زين زلزله بر برج سما زلزله افتاد
بالجمله نيز مقرّر گرديد كه سواران سپاه ظفر پناه كلّا يراق و اسباب اسبان خود را از زروسيم ترتيب دهند و پيادگان لشكر قيامت اثر نيز اسباب خود را از آندو جوهر زيب و زينت نهند . منظور اينكه ، هريك از آحاد سپاهى را در اسفار دورونزديك وجه معاش همراه باشد و در جايى كه قدرت بر تحصيل آن نيست ، وجهى مهيا بر وجه دلخواه .
خلاصه قبل از حركت موكب فيروز ، داستان فتح نوروز خان قاجار و شكست محمد خان افغان تيره روز ، اولياى دولت ابد اندوز را سامعه افروز شد . تبيين اين مقال آنكه از قرارى كه در داستان سنه ماضيه نگارش يافت ، نوروز خان قاجار مير بار ، با لشكرى جرار به دفع محمد خان افغان نابكار به صوب ولايت بم و نرماشير شتافت . بعد از ورود او ، محمد خان قلعه بم را از بيم جان گذاشته و در حصار نرماشير دل بر تحصّن گماشت . لشكر مظفر در روز پنجشنبه بيستم شهر سنه يكهزار و دويست و « 2 » بيست ، دور « 3 » آن قلعه را گرفته و محمد خان پاى جسارت بيرون نهاده گيرودارى صعب دست داد و خان افغان دو زخم « 4 » منكر برداشته مخذولا منكوبا روى به ديار بلوچستان گذاشت .
قلعه نرماشير كه ساليان دراز در تصرف افاغنه نكبت انباز بود ، از فرّ بخت بلند خسروى ضميمه مملكت ايران شد و توابع سيستان نيز تابع امرونهى ابراهيم خان [ گرديد ] . نوروز خان با سرها و اسراى افغان به درگاه فيروزى نشان گراييد و اين فتح نمايان در بدايت عزيمت شاهنشاه كشورستان مبارك ، به فال گرديد .
هامش
( 1 ) . ملى : « او يا »
( 2 ) . ملى : - « و »
( 3 ) . ملى : « و در »
( 4 ) . ملى : « دور جم »