تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
بيت :
تا نميرد يكى به ناكامى * ديگرى شاد كام ننشيند
بعد از ورود به قلعه چون استقلال خود را در ايالت ، بىحكم اولياى دولت قوى آيت ، مانند كشتى در گرداب و حباب بر روى آب بىثبات مىديد ، لاجرم متوسل به اذيال « 1 » عنايات داور مروّت آيات گرديد ، اداى پيشكش و ماليات ديوانى را ملتزم آمد و خدمت مزوّرانه را بر ذمت خود لازم ساخت . به جهت اتمام حجت خلعت و منشور ايالت به سرافرازى او مرحمت شد و ولد اكبرش به عنوان گروگان احضار به دربار سپهر آيت گرديد . مصرا [ ع ] :
تا باز چه حقه‌بازى آغاز كند

ذكر وصول ايّام زمستان و هنگام آرام در شبستان و تعداد بعضى خيرات و مبرات و فى الجمله تذكارى از احوال حسين قلى خان و حكومت او در سمنان و كاشان

زمانه را هنگام دى شد و نوبت استماع رود و نى آمد . بازار طرب را هنگامه گرم گرديد و قلب و دلبران به دلدارى دل‌باختگان نرم . شاهنشاه عدوكاه ، گاهى به اقتضاى ايام زمستان به بزم شبستان شتافتى و بدون ارتكاب به آن خانه برانداز هوش و استماع صداى نوشانوش شاهد بهجت و عشرت در آغوش يافتى ؛ شبها به عيش و نشاط به سر بردى و روزها روى همايون به نظم مهمات آوردى . چون بعد از وقوع قضيه سلطان شهيد [ 56 ] كه از دار العلم شيراز به مستقر خلافت ابد طراز تشريف فرما بود ، در دار الايمان قم در روضه مطهر « 2 » انجم تحشّم چنين نذر نمود كه : هرگاه به عون عنايت الهى و فيض حمايت دودمان حضرت رسالت پناهى - صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين - خصمان نكبت توامان را گوشمالى به سزا دهد و پاى عرش‌سا برپايه تخت خلافت نهد ، مبلغ يكصدهزار تومان زر نقد به مصارف روضه مطهره آن بضعهء احمدى - صلوات الله عليها -
هامش
( 1 ) . دامان ( 2 ) . مجلس : « مطهره »