ملامت سرآمد و عروس شادمانى جهانيان را در بر . روزى چند به ميمنت اين جلوس ارجمند بزمهاى عيش از هر طرف آراسته شد و غبار غم از صفحه خواطر برخاسته . بادهء سلسبيل آمد و پرهيزگاران را نواى نوشانوش باده خواران به كوى باده فروشان دليل شد .
داد عيش و شادمانى چنان دادند كه حسرتى در دل پير و جوان نماند و احدى قصهء غصه بر زبان نراند .
آرى در شادى و غم خاطر جهانيان پيرو خاطر جهانبان است و در سور و ماتم ميل رعايا و برايا منوط به رأى سلطان .
لمؤلفه :
تا جهان را غم نگيرد پادشه غمگين مباد * لازم آمد با نشاط شه نشاط شيخ و شاب
بالجمله چون در اوقات خردسالى ، لقب ارجمند اين برگزيده حضرت لا يزالى به سبب احترام نام جدّ عالى ، بابا خان بود ، لهذا حضرت فتحعلى خان كاشانى ملك الشعراء متخلص به صبا تاريخ جلوس ميمنت مأنوس را به رسم اخراج و ادخال به اين سياق بر صفحه رقم نمود . تاريخ : ز تخت آقا محمد خان شد و بنشست بابا خان « 1212 »
صاحبقران كشورگير پس از تمهيد اين جلوس فيروزى تأثير ، روى مبارك به نظم امورات هر سامان آورد تا جهان را از فرط عدلوداد رشك فردوس برين و نگارخانه چين كرد . شهرياران زمين و پادشاهان با تمكين از اطراف و اكناف روى نياز به درگاه عاجز نوازش [ 38 ] سودند تا از قرارى كه - انشاء الله تعالى - عنقريب ، نگاشتهء كلك فصاحت نصيب مىگردد ، از فرّ يارى او بر مراتب عزت و بختيارى افزودند . تاريخ اين جلوس دلپذير به طريق اخراج و ادخال از كلك مؤلف تحرير و شعرا اخير درين رساله تحرير يافت .
لمؤلفه :
خاورى از سور دولت چون محمد شاه رفت * جاى او فتحعلى شاه آمد و مأوا گرفت