و اعتلا بر منكب و الضحى برافراشت ، پرتو اشعهء سلطنت بر احوال ملكين تافت و به نور مصالحه و معاهدهء مجدد ، قامت سعادت ايشان را مزين ساخت و به كمر شمشير طلا و خلعت فاخر و اسپ مسرج محسود نيرين گردانيد و بسان مماليك ، چكمن طاعت بر دوش و حلقهء فرمان در گوش روانه ساخت .
[ خاتمه ] چون فاتحهء كتاب تاريخ به القاب همايون موشح بود خاتمه نيز به مدح ذات اقدس اعلاى كامگارى و شرح و بسط انشاء تاريخ خانى ختم كرده آمد
معدات غيبى و عنايات لا ريبى كه در همه حال كافل صادرات افعال و اقوال حضرت اعلاى خدايگان شده ، شرح آن چون فوق قابليت قابلان زمان بود ، به حسب قابليت به قدر الوسع ، ابواب خصايل حميده را به انموذج و جيز ، در سلك ضبط درآورد و از كيفيت انشاء تاريخ آگاهى داد تا خوانندگان را وقوف حاصل آيد و بصيرت افزايد .
كيفيت تمهيد مقدمات آنكه چون بر مراياى صفاى خاطر خدايگان جهانپناه ، سايهء لطف الله كه گوى كمال در انواع خصال از جهانداران ربوده و دلايل قدرت و كامگارى در اصناف آداب به جهانيان نموده [ و ] تميز فضيلت انشاء و مزيت ترتيب قواعد املا ، چنان مبرهن بود كه دقيقهاى بر راى مبارك پوشيدگى نداشت . چنانچه تمام فصول اين كتاب را به مجرد يك توجه اقرار مىفرمود و جملگى مقالات و حكايات را به ذهن دراك بسط مىنمود و نهال عبارت را به ازهار و جازت معانى زينت مىداد و از زلال تميز تقرير ، چشمهء فصاحت روان مىگردانيد ، به حيثيتى كه نكتهاى از اين كتاب و سطرى از اين تأليف بىاطلاع و رخصت نواب همايون محرر و مكتوب