نشده و در سلك انتظام درنيامده ، مبالغهاى كه حضرت سلاطين پناه را به سرعت اتمام اين مجلد بود ، در ييلاق و قشلاق و تلال و وهاد ، بندهء خاكسار را از ركاب فلك قدر جدا نمىگذاشت و در سايهء هماى همايون جا مىداد و حوصلهء آرزو را از اطعمهء مطبخ عنايات معمور و آبدان مىداشت و زمان اهمال و امهال ، در انشاء و فصول بغايت مضيق مىفرمود . چنانچه انشاء هر فصلى غايت ما فى الباب به سه روز به اتمام مىرسيد .
چون تمام امنيت نواب سلطنتپناه بدان مصروف و مدعا بدان معطوف بود كه سياق كلام و آغاز و انجام موجز و مختصر سرانجام يابد كه راه اكثار ملالت انجام و عدول از آن موجب حصول مرام است « فلم أجد بدّا من إسعافه بما اقترحوا و ايصاله إلى غايه ما امروا » از آن جهت عنان ارادت به دست اطناب نداد و بسط هرگونه سخن كه چون حوادث ايام سروپائى ندارد طى كرده « خير الكلام ما قلّ و دلّ » به گوش اهل خرد رسانيده آمد . و رمزى از ناسازگارى ابنا و اهل زمان كه هيچكس را از وقيعت بدگوى خلاصى متصور نيست « فيا لها قصّة فى شرحها طول » گفته شد . ناظم لالى مآثر و ناشر عقود جواهر ، محامد همايون لازال متنسق النظام مامون العهد عن انصرام ، صنوف مدايح شاه سليمان قدر رانيل مراد ساخته ، سعى عاجزانه را بر اندازهء وقوف نه فراخور مفاخر پادشاهانه به تقديم رسانيد . اميد كه به شرف استماع عز قبول يابد و نام و القاب همايون به سكهء اين خدمت تا منقرض عالم نقش دوام و ثبوت پذيرد : بيت :
هرآنكه خاتم مدح تو كرد در انگشت * سر از دريچه زرين برون كند چو نگين
افتتاح انشاء و كتابت اين تاريخ در منتصف محرم احدى عشرين و تسمايهء شروع پيوست و در منتصف صفر اثنى عشرين و تسعمايه بعون الهى