تربيت يافت و در عاشر ماه رجب سنهء اثنى عشر و سبعمايه به جنات عدن شتافت و از نتايج طبع شريف مولانا جلال الدين رومى مثنوى و ديوان غزليات بغايت مشهور است و سلطان ولد را نيز بر وزن حديقهء شيخ سنائى غزنوى نظمى است مشتمل بر اسرار مواجيد معنوى .
( جزو 1 ، ج 3 ، ص 66 )
[ شيخ صدر الدين محمد بن اسحق القونيوى ]
و از جملهء مشايخ آن زمان ديگرى جامع سعادات دنيوى و اخروى
شيخ صدر الدين محمد بن اسحق القونيوى است ، شيخ صدر الدين در ميدان كسب علوم ظاهرى و باطنى و فنون عقلى و نقلى قصب السبق از امثال و اقران مىربود و مولانا قطب الدين علامهء شيرازى ، علم حديث نزد آن جناب تحصيل نموده بود .
در نفحات مسطور است كه شيخ صدر الدين ، پسر سببى شيخ محيى الدين العربى است و تربيت از وى يافته و او را نيز مؤلفات است ، چون تفسير فاتحة الكتاب و مفتاح الغيب و نصوص و فكوك و شرح حديث و نفحات الهيه .
( جزو 1 ، ج 3 ، ص 66 )
[ شيخ محمد كجوجانى ]
ديگرى از مشايخ آن زمان
شيخ محمد كجوجانى است و كجوجان قريهاى است در يك فرسخى تبريز و شيخ محمد بغايت متقى و پرهيزكار بود و هم در ايام اباقا خان از عالم انتقال نمود .
( جزو 1 ، ج 3 ، ص 66 )
[ شيخ اوحد الدين حامد كرمانى ]
از آن جمله ديگرى
شيخ اوحد الدين حامد كرمانى است و او مريد شيخ ركن الدين سنجاسى بوده و به صحبت شيخ محيى الدين عربى رسيده و شيخ در فتوحات و رسايل ديگر از وى حكايات نقل نموده و شيخ اوحد الدين به ديدار جوانان ساده عذار ميل بسيار داشت ، بنابرآن وقتى شيخ شمس الدين تبريزى از وى پرسيد كه در چه كارى .
جواب داد كه ماه را در تشت آب مىبينم . شيخ شمس الدين گفت : اگر بر پس سر دمل ندارى ، چرا بر آسمان نمىبينى .
نقل است كه نوبتى پيش مولانا جلال الدين محمد رومى گفتند كه شيخ اوحد شاهد باز است ، اما پاكباز است . فرمود كه كاش كردى و بگذشتى .