تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
قاضى نظام الدين اصفهانى است و خدمت قاضى در نظم اشعار عربى و فارسى بغايت ماهر بوده و او را قصيده‌اى است ملمع در مدح خواجه شمس الدين محمد صاحب ديوان ، و اين دو بيت از غزلى است كه در آن قصيده مندرج گردانيده . نظم :
بديدم خود سر وصلم ندارى * ندارد عهد تو هيچ استوارى ز تو جز سركشى كارى نيايد * ز ما جز خوى نرم و سازگارى
( جزو 1 ، ج 3 ، ص 67 )

[ جمال الدين رستق القطنى ]

و ديگرى از آن جمله جمال الدين رستق القطنى است و رستق القطن اسم محله‌اى است از محلات قزوين ، و جمال الدين در زمان اباقا خان در وقتى كه مدت نود سال از عمرش گذشته بود وفات يافت . اين رباعى مشهور از منظومات اوست كه ، رباعى :
اى زر تويى آن‌كه جامع لذاتى * محبوب خلايق به همه اوقاتى بىشك نه خدايى تو و ليكن چو خدا * ستار عيوب و قاضى الحاجاتى
( جزو 1 ، ج 3 ، ص 67 )

[ سيد جمال الدين كاشى ]

و ديگرى از شعراى زمان اباقا خان سيد جمال الدين كاشى است و او را اشعار لطافت آثار بسيار است ؛ از آن جمله ترجيعى است كه در جواب فارس ميدان سخن‌سازى ، شيخ مصلح الدين سعدى شيرازى نظم نموده و مطلع آن ابيات اين است كه ، مطلع :
من مستم و رند و لاابالى * وين شيوه مراست لايزالى
و بند ترجيع اينكه :
برخيزم و دست يار گيرم * بىيار چرا قرار گيرم
( جزو 1 ، ج 3 ، ص 67 )

[ ملك رضى الدين ]

ديگرى از شعراى آن زمان ملك رضى الدين است و ملك رضى الدين در زمان اباقا خان چند گاهى حاكم ديار بكر بود و چون از آن منصب معزول شد و جلال الدين كه به علت ظهريت اتسام داشت قائم‌مقام گشت ، اين رباعى نظم نموده نزد خواجه شمس الدين محمد فرستاد كه ، رباعى :
شاها ستدى كشورت از همچو منى * دادى به خنثى نه مردى نه زنى