تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
قاهره لا زالت راسخة البنيان ثابتة الأركان كه طوايف امم را فوايد آن عامّست مستظهر و مستبشر شوند و در وظايف دعوات صالحه بيفزايند ان شاء اللّه تعالى وحده ،

ذكر حركت سلطان بحرب سلطان روم ،

چون فتح گرج بر دست سلطان ميسّر شد « 1 » و آن‌چنان قومى كه « 1 » بمناعت جانب و حصانت معاقل و كثرت مال و شوكت رجال از دست تصاريف زمان و طوارق حدثان در امان بودند و مشاهير قروم و صناديد شام و روم با ايشان از بيم قتال و باس راسا براس كرده بلك بعجز و قصور روى تافته « 1 » بمتابعت او گردن نهادند « 1 » و فتح اخلاط نيز پيوند آن فتوح و غبوق آن صبوح شد هيبت او در آن اقاليم شايع شد و خشونت و باس او مستفيض ، ملوك روم و شام بر متابعت مدينة السّلام تحف و هدايا مطايا فى مطايا « 2 » فى مطايا « 2 » بجناب سلطنت و بارگاه با تمكين و مكنت او روان كردند و حضرت او بار ديگر ملجأ كرام و كبار شد « 3 » و حشم او انبوه گشت و كار باشكوه آمد و خزاين موفور و نواحى بعدل او معمور شد « 3 » و از فضلا يكى راست اين رباعى در آن وقت ،
اى شاه جهان جمله بكام تو شود * گردون ستيهنده غلام تو شود صبرست مرا كه سكّهء عالميان * آراسته و خطبه بنام تو شود
و سلطان از اخلاط بجانب ملازجرد « 4 » آمد و از آنجا بخرتبرت « 5 » و
هامش
( 1 - 1 ) فقط در ب باصلاح جديد ، ( 2 - 2 ) فقط در آ د ، و ظاهرا اين جمله مصراعى است ، ( 3 - 3 ) اين جمله از آ ج ساقط است ، ( 4 ) آ : ملادجرد ، ب : بلاد حرد ، ج : بلاد جزد ، د : ملاجرد ، ه : خرد ، ز : حرد ، - نام اين شهر را مؤلّفين عرب باختلاف تعبير ملازجرد و ملازكرد و منازجرد و منازكرد نوشته‌اند و همه اسماء يك مسمّى است ، ( 5 ) آ : بحر تبرت ، د ه : بخريبرت ، ب : بحمره تيرث ، ج : بحدّ تيرت ، - تصحيح قياسى ،