تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
بود و از جوانب شهر گيراگير و نعره برخاسته مخالفان دولت بقلعهء كه در ميان شهرست تحصّن نمودند و حشم منصور لا زال منصورا بغارت و تاراج مشغول گشت ، هرچند اهالى اخلاط از اصرارى كه بر غوايت نمودند جاى مرحمت نداشتند راى عطوف دادگستر بر جان ايشان ببخشود فرمان فرموديم تا دست از غارت و تاراج بازداشتند فيضى از سحاب مكرمت بىدريغ نصيب حال آن ستم ديدگان گشت همگنان بجاى خويش آرام گرفتند و دعاى دولت قاهره شيّد اللّه اركانها ورد ساخت ، جماعت مخالفان چون راه فرار بسته و در مرحمت شامل گشوده ديدند باعتذار و استغفار ربّنا ظلمنا گويان گشتند راى زلّت بخشاى سعادت‌بخش بريشان ترحّم فرمود و از هفوات ايشان تجاوز و اغماض رفت و بدين مكرمت بىاندازه در اميد بر همه مجرمان بازگشاد برادران ملك اشرف مجير الدّين و تقىّ الدّين و عزّ الدّين ايبك و صاحب ارزن و امير اقسم بأسرهم و اجمعهم و اسد عبد اللّه « 1 » و تمامت اركان ملك بنى ايّوب امروز روعا او طوعا در سلك عبوديّت منتظم‌اند و بجانى كه بخشيده‌ايم و امانى « 2 » كه يافته‌اند دست برداشته مزيد قدرت و جهاندارى و دوام دولت و كامگارى ما ميخواهند ، بدين نهضت مبارك اقليمى بدين شگرفى در ممالك موروث و مكتسب زادها اللّه بسطة افزود تا نه بس دير زود ممالك شام و روم در تصرّف بندگان دولت خلّدها اللّه و نصرهم خواهد آمد ، چون اين سعادات روى نمود و چنين مرادات دست داد امير فلان را ايّده اللّه فرستاديم تا اين بشارت بأمرا و اكابر و صدور و معارف و قضاة و رؤسا و مشايخ و ازكيا و اعيان و معتبران و كافّهء اهالى همدان عمرها اللّه و احسن احوالهم رساند همگنان بدين الطاف كه از حضرت آفريدگار عزّ و علا در حقّ ما مىفرمايد شادى و اهتزاز نمايند و بمواتات دولت
هامش
( 1 ) ز : و عبد اللّه ، - « اسد بن عبد اللّه المهرانى » ( نسوى ص 200 ) ، ( 2 ) كذا فى ب د ه ز ، آ : مالى ، ج : نانى ،