آن در كتابخانهء ملّى پاريس موجود است « 1 » ، اين رساله مشتمل است بر ذكر مصائب و محنى كه در حدود سنهء 680 بواسطهء سعايت مجد الملك
هامش
( 1 ) اين نسخه چنان كه سابق گفتيم ( ص مج ) در آخر نسخهء ج از نسخ جهانگشاى ( .a Suppl231 -b220 .ff، 1556 .Pers) موجود است و دليل بر اينكه اين رساله همان رسالهء تسلية الأخوان است اوّلا آنست كه علاء الدّين در رسالهء مجهولة الأسم آتيه كه نيز از تأليفات اوست دو سه مرتبه تسلية الأخوان را باسم و رسم نام برده و اشاره بمضامين آن يا ابيات مندرجه در آن نموده و آن مضامين و آن ابيات بعينها در اين رسالهء حاضره موجود است از جمله در ورقa3 از رسالهء آتيه گويد : « چون در رسالهء تسلية الأخوان از احوال تصاريف ملوان شمّهء اعلام رفته است و از عقب آن نواخت و مرحمتى كه بندگى ايلخان فرموده به زبان اقلام گفته آلخ » و موضوع رسالهء تسلية الأخوان حاضره عينا همين است بىكم و زياد ، ديگر در ورقb12 از رسالهء آتيه گويد :
« اى دل بابياتى كه در تسلية الأخوان ايراد كردهء برزانت و ثبات خود را در آفاق مشهور كردهء و از جملت آن ابيات اين دو سه بيت است :ترانى ثابتا جأشا اذا ما * * جيوش الحادثات عزمن امرا *
اذا دكّت جبال الصّبر دكّا * * ترى منّى فؤادا مستقرّا
و ان شاهدت فى صبرى فتورا * * جعلت عزيمتى للصّبر ازرااكنون شايد گويندت ع ، بيك حمله برگشتى از كارزار ، و نامت ننگ گردد در ميان ابناء روزگار » انتهى باختصار ، و در حقيقت در تسلية الأخوان نسخهء حاضره اگرچه عين اين ابيات را ندارد ولى مطلع قصيدهء كه اين سه بيت جزء آن است با دو بيت ديگر از همان قصيده را دارد و هى هذه يخاطب اخاه شمس الدّين ( تسلية الأخوان ورقb227 مصحّحا از روى وصّاف ) :لئن نظر الزّمان الىّ شزرا * * فلا تك ضيّقا افديك صدرا
و كن باللّه ذا ثقة فانّى * * ارى للّه فى ذا الأمر سرّا
زمانى ان رمانى لا ابالى * * فقد مارسته عسرا و يسراو تمام اين قصيده مخمّسة در وصّاف ص 101 - 102 مسطور است ، ديگر در ورقa35 از رسالهء آتيه گويد : « غرض ازين مقدّمه آنست كه چون در رسالهء تسلية الأخوان دعوى اعتزال و انزوا كردم و عزيمت رغبت متوجّه بجناب جلال و كبريا نموده بر خلاف آن نيّت مباشرت امور دنيا نمودن و ممارست مهامّ ديوانى كردن بحقيقت و يقين نقض پيمان است آلخ » و در حقيقت اين مضمون صريح تسلية الأخوان است در چندين موضع از جمله در آخر كتاب كه پس از شرح خلاصى خود از حبس گويد ( تسلية الأخوان ورقa - b230 ) : « اكنون چون مساعدت سعادت و موافقت توفيق باشد چنان كه