تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 91

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٩١
گفتيم ( ص نح ) اين رساله قريب شش ماه قبل از وفات علاء الدّين تأليف شده است و آخرين اثرى است كه از قلم وى صادر گرديده ،
هامش
است و در اين رساله از تمام وقايع اين 27 ساله از فتح بغداد و وقايع بقيّهء سلطنت هولاكو و جميع وقايع سلطنت اباقا خان كلمهء و حرفى اصلا مذكور نيست و اثرى از تاريخ اين مدّت طويل در آن موجود نه بل فقط مشتمل است بر وقايع شخصى خود علاء الدّين در نصف اوّل سال 681 لا غير و استطرادا بوفات اباقا خان و قوريلتاى جلوس سلطان احمد اشارتى اجمالى مىنمايد در دو سه صفحه فقط ، پس اگر اين رساله جلد چهارم جهانگشاى يعنى دنبالهء رشتهء همان وقايع مذكوره در جهانگشاى باشد چه علّتى براى اين تصوّر ميتوان كرد كه مصنّف از واقعهء قلع‌وقمع اسمعيليّه فجأة بوفات اباقا خان و جلوس سلطان احمد مىجهد و از تمام وقايع اين 27 ساله بكلّى چشم مىپوشد ، بنابرين اگر بايد اين رساله را يكى از مجلّدات جهانگشاى فرض كنيم بايد آن را جلد پنجم يا ششم گيريم و فرض نمائيم كه يكى دو جلد ديگر حاوى وقايع 27 سالهء مذكوره از بين افتاده است نه جلد چهارم چنان كه مسيو بلوشه فرض كرده است ، و از اقوى ادلّه بر آنكه جهانگشاى به همان حكايت قلع‌وقمع اسمعليّه يعنى بمجلّد سوّم ختم مىشود و وقايع بعد از آن هيچوقت از قلم مصنّف صادر نگرديده است اوّلا ذيلى است مختصر كه خواجه نصير الدّين طوسى ( كه معاصر مصنّف و در واقعهء بغداد هردو باهم در ركاب هولاكو حاضر بوده‌اند ) در شرح فتح بغداد بجهانگشاى ملحق كرده است و در آخر جلد سوّم بعضى از نسخ جهانگشاى موجود است و اگر مصنّف خود وقايع بعد از استيصال اسمعيليّه را كه اهمّ آنها فتح بغداد است تدوين نموده بود بديهى است كه الحاق اين ذيل از خواجه نصير الدّين بسى لغو و بىموقع بودى ، ثانيا تصريح صاحب وصّاف است كه وى نيز معاصر عطا ملك بوده است بر اين فقره در ديباچهء كتاب خود و هذا نصّه : « تاريخ جهان‌گشاى جوينى بل جام جهان‌نماى معانى مشتمل بر ذكر احوال دولت مغول و ديگر سلاطين و ملوك اطراف در نوبت خانيّت ايشان از مبادى خروج پادشاه جهان‌گشاى چنگيز خان تا زمان فتح بلاد اهل الحاد بتجشّم مواكب كواكب عدد هولاكو خان » ( وصّاف ص 4 ) ، ثالثا آنكه تاريخ وصّاف بتصريح مصنّف آن ذيل تاريخ جهانگشاى است و وصّاف مشتمل است بر وقايع سنوات 656 - 728 يعنى شروع مىكند از همانجا كه جلد سوّم جهانگشاى بدانجا ختم مىشود و اگر وقايع بعد از سنهء 655 از قلم مصنّف جهانگشاى صادر شده بود صاحب وصّاف نيز بايستى ذيل خود را از همان موضع مفروض كه جهانگشاى بدانجا ختم ميشده شروع نمايد نه از سنهء 656 ، رابعا آنكه صاحب تاريخ وصّاف تمام متن جهانگشاى را من اوّله الى آخره تلخيص نموده است و آن را باواخر جلد چهارم از كتاب خود ملحق ساخته است و اين خلاصه ختم مىشود