تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 58

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٥٨
هوشمند باشى و بر تمامت واقف و مطّلع و بر همه كارها نوّاب تو مشرف باشند و خود را نيكو نگاه دار و از اردو به هيچ حال تخلّف منماى اگر كسى قصد تو كند جواب آن بر من ، چون تربيتى بدين مبالغه يافت تمامت او را اعتبار كردند و درگاه او ملجأ و ملاذ كبار و صغار شد و كار صاحب ديوان در تراجع افتاد و هرچند تجلّدى مىنمود امّا كار او را زيادت رونقى نماند « 1 » ، مجد الملك اين رباعى را به صاحب شمس الدّين جوينى فرستاد :
در بحر غم تو غوطه خواهم خوردن * يا غرقه شدن يا گهرى آوردن قصدت خطر است و من بخواهم كردن * يا روى كنم سرخ بدان يا گردن
صاحب شمس الدّين در جواب او اين رباعى فرستاد :
يرغو بر شاه چون نشايد « 2 » بردن * * بس غصّهء روزگار بايد خوردن اين كار كه پاى در ميانش دارى * * هم روى كنى سرخ بدان هم گردن
مجد الملك چون ديد كه مكايد او در صاحب اثر نخواهد كرد در برادرش علاء الدّين پيچيد و از هرگونه قصد او آغاز كرد « 3 » ، مقارن اين احوال در ربيع الأوّل سنهء 680 « 4 » علاء الدّين از بغداد بدربار اباقا رسيد [ در تبريز - ظ ] با دو خزانهء زر « 5 » عالمى را ديد بجان يكديگر افتاده و بازار وشايت و سعايت رواجى تمام دارد ، غالب خواصّ و برآوردگان علاء الدّين تا چه رسد بدشمنان او بتحريك و تطميع مجد الملك
هامش
( 1 ) جامع التّواريخ نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس ، ورقb313 ( 209 .Supp . pers) . ( 2 ) در يكى از نسخ : نشايد ، و شايد صواب « بشايد » باشد ، ( 3 ) جامع التّواريخ ايضا ، ورقb313 ، ( 4 ) تسلية الأخوان آتى الذّكر ، نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس ورقa225 ( 1556 .Suppl . pers) . ( 5 ) ايضا ، ورقa225 ،