تعرّض نرسانند مجد الملك نوميد شد و اوتوكى « 1 » نوشت كه چون پادشاه صاحب ديوان را سيورغامشى فرمود او بنده را يك زمان امان ندهد اميدوار است كه پادشاه بنده را باميرى از امراء دولت سپارد تا دفع شر صاحب از وى مىكند يا فرمان شود كه بنده از اين ملك برود ، اباقا در جواب فرمود كه اگرچه صاحب ديوان را سيورغاميشى « 2 » كردم مجد الملك را قاقميشى « 3 » نكردهام ملازمت اردو نمايد و با طغاجار و اردوقيا مىگردد « 4 » ،
مجد الملك بر وفق فرمان ملازمت اردو مىنمود و باتّفاق صدر الدّين زنجانى « 5 » منتهز فرصتى ميبود تا در بهار سنهء تسع و سبعين و ستّمايه حكم يرليغ اباقا خان بنفاذ پيوست كه مجد الملك بر تمامت ممالك از كنار آب آمويه تا در مصر مشرف باشد و با صاحب ديوان در حكم مشارك ، و در روزى كه اباقا خان با تمامت خواتين و شهزادگان و امرا و اركان دولت در بتخانهء مراغه بود فرمود تا آن يرليغ برخواندند همگنان باتّفاق گفتند كه هرگز پادشاهان مغول هيچ تازيكى را چنين يرليغ ندادهاند ، و اباقا خان مجد الملك را گفت كه در كار ملك و مال و خزينه و ايراخته « 6 »
هامش
( 1 ) اوتوك طومار وقايع و سرگذشت را خوانند چنان كه در وصّاف گويد چند اوتوك نوشت يعنى طومار ( كتاب عدن ) ،
( 2 ) رجوع بحاشيهء 7 ص لح ،
( 3 ) يعنى غضب كردن و خشمناك شدن مصدر آن قاقيماق است ( كتاب عدن ) ،
( 4 ) جامع التّواريخ نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس ، ورقb313 ( 209 .Supp . pers) .
( 5 ) اين صدر الدّين در عهد كيخاتو بوزارت رسيد و وضع چاو نامبارك از آثار اوست و در عهد غازان نيز بعد از قتل نوروز مرتبهء او بغايت بلند شد ولى بالأخره بواسطهء كثرت حيله و فسادانگيزى بفرمان غازان در روز يكشنبه 21 رجب سنهء 697 بقتل رسيد ( جامع التّواريخ ايضا ، ورقb321 ،a - b322 ،a - b365 ) ،
( 6 ) جامع التّواريخ ايضا ، ورقb313 س 1 : ايراخته ، نسخهء ديگر ( 1113 .Suppl . pers) ورقb197 س 12 : ايراحته ، - معنى اين كلمه على التّحقيق معلوم نشد و بلوشه در مقدّمهء كه بر جامع التّواريخ نوشته ص 138 اين كلمه را مغولى و بمعنى دوست و هوا خواه فرض كرده و العهدة عليه ،