تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
هركس از ايغوران از ترس جان خود او را رشوتها دادند و خدمتها كردند بر عقب ايدىقوت برفت « 1 » منكسار نوين « 2 » تفحّص احوال آغاز نهاد و سبب انكار ايدىقوت كار عقوبت و مطالبه بپاى مىداشتند « 3 » و دستهاى او چنان ببستند كه از بىطاقتى بر روى افتاد چوبى در شقيقهء او محكم شد موكّل چوب از شقيقه بركشيد جزاى عمل را هفده چوب استوار بر موضع ازار قايم مقام شد « 4 » و ايدىقوت همچنان بر آن اصرار مىنمود و اعتراف نمىآورد تكمش بوقارا « 5 » با او مواجهه كردند او را گفت جز از راستى فايدهء نخواهد بود سخنهائى كه ميان ايشان رفته بود بر ضلالت قديم مقرّ نشد و بلابيتكچى را نيز حاضر كردند از ابتدا تا انتها در مواجههء ايدىقوت سخنها تقرير كرد از غايت تعجّب گفت تو بلائى چون بلا بود گفت آرى او نيز معترف شد و بندها بازگشادند و دور تر بنشاندند و بيلكافتى « 6 » نيز بعد مكابدت انواع مطالبه تصديق كرد و اقرار آورد و دو سهء ديگر كه مانده بودند هريك را جداجدا سؤال كردند و بعد از تجرّع كؤوس ناخوش گوار از خشنات خشبات « 7 » تتار آنچ در سينه نهان داشتند قذف كردند و اظهار ، و بعد از آن تمامت آن جماعت را در حضور يكديگر بداشتند و بىتكليف قيد [ و ] و ثاق سخنهاى گذشته از ابرام عهد و ميثاق در مخالفت و اتّفاق ايشان سؤال كردند
قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ
چون اعتراف و اقرار ايشان باجماع حاصل
هامش
( 1 ) يعنى در اردوى منكو قاآن ، ( 2 ) كذا فى جميع النّسخ ، و منكسار نوين سپه سالار و رئيس كلّ امرا و نوينان بود در عهد منكو قاآن ، رجوع كنيد به ورقb138 ( 3 ) يعنى بتأخير مىانداختند ، ( 4 ) يعنى سزاى اين عمل موكّل را كه بر ايدى قوت ترحّم نموده چوب را از شقيقهء او بيرون كشيد هفده چوب بر سرين موكّل زدند ، ( 5 ) آ : بكمش بوقا ، د : بوكمش بوقا ، ه : بكميش ، ( 6 ) ج : بلكافتى ، ب : ملكافتى ؟ ؟ ؟ ، آ : بيلكافتى ؟ ؟ ؟ ، د : بيلكاقى ، ه : سلكانى ، ( 7 ) آ : حشناب ؟ ؟ ؟ خشيات ، ب : حشيات حشمات ؟ ؟ ؟ ، د : خسيات خشيات ، ج : خبيثات ، ه و ندارد ، و متن تصحيح قياسى است ، و مراد اين است كه بعد از آنكه چوب بسيارى بر ايشان زدند . . . ،