تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 2

مساهمون:

ص٢
صلوات طيّبات بروح مطهّر مكرّم او ايثار كند ، و همچنين برگزيدگان امّت و متبّعان سنّت او از ياران و اهل خاندان كه نجوم آسمان هدايت و رجوم شيطان غوايت‌اند ثنائى كه بحليهء صفا و زيور حقيقت آراسته باشد و امداد آن به امتداد ايّام و ليالى پيوسته ، چون در شهور سنهء خمسين و ستّماية بخت مطاوعت نمود و سعادت مساعدت كرد شرف « 1 » تقبيل عتبهء بارگاه پادشاه جهان فرمان ده زمين و زمان مادّهء نعمت امن و امان خان همهء خانان منكو قاآن‌كه فتح و نصرت بر اعداء دولت و دين بلواء او معقود باد و سايهء همايونش بر همه جهانيان ممدود دست داد و آثار معدلتى كه خلايق بتازگى بواسطهء آن چون طفلان كلأ و اشجار بخاصّيّت گريهء ابر بهار خنده‌زنان شوند انتعاشى گرفتند و بوسيلت آن بار ديگر ارتياشى يافتند امتثال فرمان ربّانى را كه
فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها
مشاهده افتاد باصرهء بصيرت بمطالعهء آن مشرّف گشت و سامعهء حقيقت بنداى
ايّها العشّاق باز آن دلستان آمد پديد * جان برافشانيد كان آرام جان آمد پديد
مشنّف ، اخبار عدل نوشروانى در حذاى آن مكتوم بود ، و آثار عقل فريدونى در ازاى آن معدوم نمود ، نفحات شمال شمايل انصاف شامل او اطراف عالم را معطّر گردانيده ، و آفتاب عواطف پادشاهانهء او اصناف بنى آدم را منوّر كرده ، باد شمشير آبدارش آتش در خرمن دشمن خاكسار انداخته ، مطيعان و بندگان حضرتش سرير خيمه بر ثريّا افراخته ، مخالفان از خوف بأس و سطوت « 2 » او شراب و بيل چشيده ، دست سياست و هيبت او چشم فتنه را بميل كشيده ، برين سياقت و هيأت چون حضرت با شكوه و هيبت او را كه مجدّر « 3 » شفاه و معفّر جباه شاهان نامدارست مطالعت افتاد جمعى از ياران وفا و اخوان صفا كه وعثاء سفر بحضور همايونشان سهولت حضر داشت
هامش
( 1 ) ب : و شرف ، ( 2 ) آ ه : سطوات ، ( 3 ) كذا فى آ ه ، ب : مخدّر ، و : محدّر ، ج محو شده ، د جاى كلمه خالى است ،