تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 780

مساهمون:

ص٧٨٠
دارند هر طرف چو صف جرگه در ميان * صياد پيشگان ز دل ما چه ديده‌اند « 1 »

تاج وهّاج :

وهّاج در لغت ، معنى درخشنده و فروزان را دارد و تاج وهّاج به معنى تاج درخشان مىباشد ولى در اصطلاح ادارى و دربارى صفويه اين تركيب معنى به خصوص دارد . در تذكرة الملوك جزء وظايف « صاحب جمع قيجاجيخانه امرايى » [ خياط خانهء مخصوص امرا ] چنين آمده است : « هرگاه تاج وهّاج خواهند به كسى دهند ، در سركار مزبور از زربفت و بوم زر و غيره ، دوخته ، اولا در سركار مزبور ، جمع و ثانيا به خرج داده مىشود » مينورسكى تصور مىنمايد كه اين همان تاجى است كه به گفتهء سانسون وقف دوازده امام شد ، ولى شايد منظور از تاج وهّاج ، همان تاج دوازده ترك اثنى عشرى يا كلاهى باشد كه به ابتكار شاه حيدر ، پيروانش بر سر مىگذاردند و به همين مناسبت قزلباش نام گرفتند . « 2 »

ماروچاق :

اصل اين كلمه « مروجق » است كه به تركى به معنى « مرو كوچك » است در مقابل مرو بزرگ يعنى مرو شاهجان كه يكى از چهار شهر بزرگ و آباد خراسان در ايّام قبل از استيلاى مغول بوده است . مروجق كه در قديم آن را مرو الرود مىگفتند ، قدرى در جنوب بالا مرغاب حاليه است در كنار نهر مرغاب ، در صورتى كه مرو شاهجان همين مرو كنونى است در كنار همان نهر ، ولى در شمال . « 3 »
هامش
( 1 ) . محمد ربيع بن محمد ابراهيم ، سفينه سليمانى ، به تصحيح دكتر عباس فاروغى ، انتشارات دانشگاه تهران - چاپ اول 1356 ص 271 . ( 2 ) . ميرزا سميعا ، همان كتاب ، - ص 30 - مينورسكى - همان كتاب ، ص 127 . ( 3 ) . مرعشى - مجمع التواريخ - به تصحيح عباس اقبال تهران ، انتشارات طهورى ، چاپ دوّم 1362 ، - ص 27 .