ناحيهء درون :
اين ناحيه را پس از مرگ شاه اسماعيل ايرانىها تخليه و حكام خوارزم اشغال كردند .
بعدها بار ديگر ايرانيان تسلط خود را بر اين ناحيه مستقر ساختند ، ولى در سال 1002 ه اوزبكان بخارا آن را اشغال كردند تا در سال 1007 ه كه شاه عباس مجددا آن را فتح كرد و دامنهء فتوحات خويش را تا مرغاب توسعه بخشيد . در سال 1009 ه ابيورد و نسا و غيره به حاكم خودمختارى واگذار شد . در سال 1023 ه سفير روس در عزيمت از خوارزم به سوى ايران درون را اولين نقطهء مرزى قلمرو شاه نام مىبرد . پس از شاه عباس ، جز در زمان نادر شاه ديگر ايرانيان نتوانستند اين ناحيه را در دست نگاه دارند . « 1 »
برگ پان :
پان و تنبول با وجودى كه دندانها را به نحو زنندهاى سياه مىكند ولى به علت خاصيت تقويت قوهء باه استعمال آن در قارهء هندوستان و جنوب شرقى آسيا بسيار معمول بوده است . صاحب تحقه العالم در توصيف تنبول مىنويسد كه آن :
« برگى است شبيه به برگ ترنج و نارنج و با تندى و اندكى تلخى بر درختان ديگر پيچد و بالا رود بدين جهت بر هر درختى چوبى نصب كنند تا بر آن پيچد و در آفتاب و باران هردو به آن آسيب رسد و به اين سبب بر زراعت آن سقفهاى كپرى بندند تا از آسيب محفوظ ماند و در يمن و اراضى مسقط بسيار است و در آن دو مملكت نيز خورند . »
اسدى نيز در شعر ذيل اشاره به آن نموده :
به كف طاس روغن كهان و مهان * چو تنبول و فوفلش اندر دهان
ظاهرا اشاره محمّد طاهر وحيد به اين واقعه مىرساند كه در اواخر صفوى مصرف آن در ايران نيز متداول بوده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . مينورسيكى - همان كتاب ، ص 197 .
( 2 ) . محمّد ربيع بن محمّد ابراهيم ، همان كتاب ، توضيحات مصحح ، ص 254 .