تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١

شعرباف :

منظور از شعرباف شغل نسّاجى است كه در قديم بدين عنوان معروف بوده است . محتشم كاشانى نيز در آغاز كار خويش شعرباف بوده است و چنان كه از ابيات زير پيدا است ، از طبقهء استادان بشمار مىرفته :
مشكلى دارم ز دست چرخ كم فرصت ، ولى * مشكلى آسان گشا در دست شاه كامكار پيش از اين كز شاعرى حاصل نمىشد يك شعير * وز ضرورت كرده بودم « شعربافى » را شعار ميگذشت از جمله اوقاتى ولى پيوسته بود * وام تاجر در ميان و مال ديوان بر كنار « 1 »

قزاق :

قزاق لفظى است اصلا تركى و تاتارى و به تركى به معنى « راهزن » و به تاتارى به معنى « جنگجو » است . اين طايفه عبارت از دسته‌هايى از عناصر مختلفه هستند كه در اواخر قرن هشتم به مناسبت ناراضى بودن از حكومت مسكو به طرف دشت قبچاق جلاى وطن نموده و كم كم عدهء آنها خيلى زياد شده و طايفه‌اى تشكيل يافت به اسم طايفهء قزاق . در اواخر قرن دهم مهمترين دسته‌هاى آنها از قرار ذيل بود : قزاق ناحيهء دون « 2 » ، قزاق ناحيهء گربن ، قزاق ناحيهء ترك ، قزاق ناحيهء ولگا ، مهمترين دسته و ايل قزاق ايل قزاق ناحيهء دون بود كه در قرن يازدهم مدام اسباب زحمت براى دولت روسيه فراهم آورده و دولت روسيه هم از مطيع نمودن كامل آنها عاجز بود ، تا آنكه در قرن دوازدهم در عهد پطر كبير يكباره ، قزاقها سر تسليم به دولت مركزى فرود آورده و شرّ آنها پايان يافت . « 3 »
هامش
( 1 ) . سادات ناصرى ، سيد حسن سادات ناصرى [ مقدمه ] ديوان مولانا محتشم كاشانى - انتشارات سنايى چاپ سوم 1370 - ص 10 . ( 2 ) .Don( 3 ) . جمال زاده ، محمّد على ، تاريخ روابط روس و ايران ، تهران ، انتشارات بنياد موقوفات دكتر محمود افشار ، چاپ اول ، 1372 ص 228 .