تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 738

مساهمون:

ص٧٣٨
و خلايق نباشد ، سلوك مىنمود و هر روز باب مناقشهء تازه [ اى ] بر روى ساكنين آنجا مىگشود و ملكان و رعايا را تاب توقعات و مطالبات او نمانده جمعى كثير و جمّى « 1 » غفير پناه به آستان ملايك پاسبان « 2 » آورده در حينى كه اعليحضرت ظلّ رحمن به نفس نفيس [ گ 297 ب ] متوجّه داد بخشى بودند ، فرياد و افغان برآوردند و چون ظالمان مظلوم‌نما و گرگان گوسفند « 3 » لقا بسيار مىباشند ، امر فرمودند كه هر قسم ستمى به آن جماعت شده باشد تفصيل نموده ، معروض گردانند و بعد از تفصيل و عرض مطلب چون تشخيص دعاوى ايشان در درگاه جهان پناه متعذّر « 4 » بود ، رقم اشرف به عهدهء فتحعلى بيگ غلام خاصّهء شريفه صادر گرديد كه به اتفاق آن جماعت روانهء الكاى شروان شده « 5 » ، به حقيقت سخنان طرفين و بيّنهء جانبين رسيده ، حقيقت واقعى [ را ] معروض گرداند كه بدانچه موافق قانون عدالت « 6 » بوده باشد معمول گردد و فتحعلى بيگ حسب الفرمان به اتفاق آن جماعت روانهء الكاى شروان شده محمّدى خان به مقتضاى « 7 » نادانى و فحواى « 8 » « اذا جاء القضى « 9 » عمى البصر » قبل از آنكه تمكين « 10 » فتحعلى بيگ در امر مزبور دهد « 11 » چند نفر از شاكيان « 12 » را مقيّد و محبوس گردانيد و فتحعلى بيگ حقيقت اطوار ناهنجار او را معروض قوايم « 13 » سرير سلطنت نموده « 14 » فرمان و الا به عزل و حبس و ضبط اموال و اسباب آن مدبر صدور يافته ، ايالت آن ملك ارم نشان به نجفقلى خان بيگلربيگى ايروان عنايت شد . اميد كه ظلّ عدالت « 15 » اين پادشاه نوشيروان آثار بر مفارق جهانيان پايدار باد .

فوت شدن داو [ و ] د بيگ مهتر ركابخانهء خاصّهء شريفه « 16 »

چون هر حركتى را سكونى و هر به روزى را مكّونى « 17 » لازم است و از اينجا است كه امواج دريا را از هر طرف رو به ساحل و مقصد هر مسافرى بارگشودن در منزل
هامش
( 1 ) . اساس ، ده ، م : جمعى . ( 2 ) . م : پايبان . ل : آشيان . ( 3 ) . م : گوسپند . ( 4 ) . اساس ، ل ، م : معذور . ( 5 ) . اساس ، ل ، م : - « شده » . ( 6 ) . م : + گسترى . ( 7 ) . اساس ، د ، ل ، م ، مج : مقتضى . ( 8 ) . مر : فحوى . ( 9 ) . مر : القضا . ( 10 ) . م : - « تمكين » . ( 11 ) . م : برسد . ( 12 ) . ده : ساكنان . ( 13 ) . اساس ، د ، ده ، ل ، م ، مج : قوام . ( 14 ) . مر : گردانيد . ( 15 ) . اساس ، ل ، م : عنايت . ( 16 ) . مر : - « خاصّهء شريفه » . ( 17 ) . ده : كمونى .
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 738 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق