مىباشد ، بنابراين در اين سال داو [ و ] د بيگ مهتر ركابخانه كه از زمان نوّاب خاقان رضوان مكان به اين خدمت عاليشأن سرافراز بوده نقد حيات را نثار بندگى پادشاه قدردان نموده ، روانهء ملك آن جهان گرديد و چون در حين « 1 » حيات ، اعليحضرت ظلّ رحمن را وصى خود نموده بود ، بعد از بدرود جهان فانى و انتقال به سراى جاودانى امر فرمودند كه نعش او را نقل ارض مطهّر مشهد منّور امام ثامن ضامن ، عليه و آبائه السّلام ، و استيجار حج و صلوة و صوم « 2 » به جهت او نموده « 3 » محلى از جملهء اموال او نيز ابتياع و وقف نموده حاصل آن را صرف مزار مرحوم مزبور نمايند [ گ 298 آ ] و به تقريب خدمات پسنديده نشأتين او معمور گرديد . « 4 »
نسق نمودن طعام حلال
چون آن سلالهء طيبين و طاهرين و چراغ افروز خاندان ائمهء معصومين صلى « 5 » اللّه عليهم اجمعين پيوسته در لباس سلطنت جوياى رضاى جناب « 6 » كبريا و امتثال فرمان خالق ارض و سماء است و فضاى همّت و الا و منتهاى نيّت عليا مصروف بر آن مىباشد كه مطعومات غيرشبهه ناك و ملبوسات از لوث دغدغه پاك بوده ، اذعان فرمان سلطان شرع مطهر به عمل آمده باشد و لهذا در اين ايّام فرمودند كه شيلان خاصّهء شريفه را از وجه حق التوليه كه حسب الشرع الاقدس به آن پادشاه ديندار عدالت شعار متعلق است و ساير وجوهات كه خاطر « 7 » از حليّت آن جمع بوده باشد ، سرانجام نمايند و در اين امر نهايت دقت و احتياط به كار برده « 8 » در حين ابتياع اجناس لازمه ، تحصيل رضاى بايع را هم از تحصيل اجناس دانند و از جنسى كه حليّت از مجزوم به « 9 » و مقطوع عليه نبوده باشد اجتناب « 10 » لازم « 11 » دانسته از تخلف فرمان واجب الاذعان احتراز لازم شناسند « 12 » و من بعد اين دستور الادب را اسوه و قدوه شمارند « 13 » .
هامش
( 1 ) . م : - « حين » .
( 2 ) . مر : صوم و صلوة .
( 3 ) . ده : فرموده .
( 4 ) . ل : كردند .
( 5 ) . م : صلوات .
( 6 ) . م : جناب رضاى .
( 7 ) . م : خواطر .
( 8 ) . اساس ، م : بردو . ل : برند .
( 9 ) . م : محروم به .
( 10 ) . ده : احتياط . مر : اجتناب .
( 11 ) . ده ، مر : تمام .
( 12 ) . م : شناسد . ل : شمارند .
( 13 ) . ل : بشناسند .