عمال سابق و اصل ديوان نمودهاند سواى وجه قبولى در ايّام وزارت او به عمل نيامده و عرايض برات داران و تحصيل داران و همه ساله داران مشتمل بر لميصل بودن مطالبات ديوان به ديوان اعلى مىرسيد و با وجود اين حال جمعى از ساكنين و رعاياى آن محال نيز از اختلال اوضاع آن ديار تفرقه يافته به درگاه جهان پناه آمده بودند و اعليحضرت ظلّ اللّهى را از جزئيات اوضاع آن ملك اطلاع حاصل شد .
به جهت جبران نقصان و رفاه حال بى دست و پايان ، صدر جهان را از آن شغل معزول « 1 » فرموده و وزارت كل الكاى فارس را به ميرزا صادق وزير مازندران بهشت نشان عنايت فرمودند و به نفس نفيس به حقيقت مطالب مردم آن ديار رسيده ، بعضى وجوهات را كه مستوفيان جمع نموده بودند و در جزو ، وجود خارجى با لكليّه نداشت به تخفيف و تصدّق فرق اشرف مقرّر فرمودند و مقرّر شد كه مستوفيان عظام من بعد تعهدات « 2 » عمّال سابق و عملكرد اللّه ويرديخان و امام قليخان و جمع دفتر تشخيص زمان نوّاب [ گ 299 آ ] گيتى ستانى را منظور نداشته ، نسخهء عملكرد وزير حال را كه به رقم رسانيده به دفتر سپارد مناط اعتبار دانسته از آن قرار ابواب جمع « 3 » و تنخواه ارباب حوالات نمايد و اين معنى موجب رفاه حال كافّهء متوطّنين آن ديار و رجوع رعاياى آن ملك به اوطان گرديد و وزارت الكاى مازندران بهشت نشان و هزار جريب « 4 » به ميرزا مسعود وزير موقوفات و وزارت موقوفات به ميرزا صادق ولد او شفقت شد و چون عاملان قضا و قدر حكم مسترد حيات « 5 » ميرزا مسعود را به مهرلا مردّ « 6 » لقضائهو
لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ
« 7 » رسانيده بودند ، بعد از دخول به آن خطّهء دلگشا ، سفر عقبى اختيار نمود و اين خدمت سامى به ميرزا محمّد تقى قزوينى وزير محال زراعت ارامنهء دار السلطنهء اصفهان شفقت شد و وزارت ارامنه « 8 » به ميرزا محمّد يحيى برادرزادهء مشاراليه مفوض گشت .
هامش
( 1 ) . م : خلع .
( 2 ) . ده : بعهدات .
( 3 ) . ل : - « جمع » .
( 4 ) . مر : - « و هزار جريب » .
( 5 ) . ده : حساب .
( 6 ) . اساس ، د ، ل ، مج : يراد .
( 7 ) . قرآن كريم : 31 / 41 .
( 8 ) . ل : + دار السلطنهء اصفهان .