وقايع سنهء بارس ئيل 1073 « 1 » ايّام جلوس ميمنت مأنوس
چون طبع همايون اعليحضرت ظلّ اللّهى « 2 » خديو جهان را رغبت تمام به خوردن پان مىباشد و در اين اوقات اساس دوستى و التيام فيما بين اين پادشاه گردون احتشام و والى هندوستان استحكام يافته و پادشاه والاجاه هندوستان نيز استشمام اين معنى نموده بود كه برگ پان ، پسند طبع اعليحضرت ظلّ رحمن است بنابراين مقدارى برگ پان با چند نفر از متوليان مصحوب محمّد صادق كه از اهل اعتبار آن دولت است روانهء درگاه جهان پناه نموده بود و « 3 » محمّد صادق بعد از گذرانيدن پان ، مدتى بر خوان « 4 » احسان مهمان بود و چون در اين باب نامهاى از پادشاه والاجاه هندوستان نداشت در روزى كه اعليحضرت صاحبقران در تالار طويله به رسم معهود به قصد دادرسى مظلومان جلوس فرموده بودند از دور به شرف سجدهء كرنش سرافراز گشته رخصت انصراف يافت .
شرح بدسلوكى محمّدى خان و شكوهء رعاياى « 5 » شروان
بر صيرفيان نقود « 6 » خالص عيار انسانيت « 7 » مخفى نيست كه حسن سلوك معشوق ارباب نيّت و نحلت « 8 » و سكهء مروّت مردمى رايج اقليم عزّت و دولت است و هر كس را كه پلّهاش منهاج مستقيم طريق زندگانى نباشد آوارهء بيداى حيرت و سرگشتهء باديهء « 9 » ندامت و حيرت « 10 » مىگردد و با آنكه ظهور اين معنى بر پير و جوان مستغنى از ايراد بيّنه و برهان است ، اما نشأهء صهباى دولت و كيفيت بادهء حكومت و ايالت از آن پر زورتر است كه هر « 11 » حوصله تاب آن آرد و مبادى افعال و اعمال « 12 » خود را محاسن و مدايح نشمارد لهذا محمّدى خان ، بيگلربيگى شروان بعد از ورود آن ديار و سرشار شدن از شراب پندار با ملكان و رعاياى آنجا بر وجهى كه پسند خالق
هامش
( 1 ) . اساس ، ل ، م : - « 1073 » .
( 2 ) . مر : - « ظلّ اللّهى » . ل : رحمن .
( 3 ) . ل : + چون نامهاى از پادشاهان والاجاه هندوستان نداشت در روزى . . .
( 4 ) . م : خان .
( 5 ) . ده : رعايا . م : رعايا و غازيان . مر : غازيان .
( 6 ) . ده : نفوذ .
( 7 ) . اساس ، ل ، م : انسان .
( 8 ) . م : - « نحلت » .
( 9 ) . ده : وادى .
( 10 ) . مر : حيرت و ندامت .
( 11 ) . م : مرد .
( 12 ) . م : اعمال و افعال