افروز عام است ، به آسانى ميسّر باشد . لهذا مقرر فرمودند كه امراى عظيم الشان و بندگان آستان خلافت مكان صباح و مسا در درگاه خلايق پناه حاضر بوده « 1 » باشند كه اعليحضرت ظلّ رحمن در هريك از اين دو وقت كه در تالار طويله جلوس فرمايند به شرف سجده سرافرازى يافته اعتماد الدوله و صدارت پناه و قورچى باشى و قوللر آقاسى و تفنگچى آقاسى و ديوان بيگى و امير شكارباشى و ناظر بيوتات خاصّهء شريفه و امير آخورباشى و مجلس نويس مجلس بهشت آيين و مستوفى الممالك و از حكما ميرزا محمّد حسين و ميرزا محمّد سعيد و از منجمين ميرزا محمّد شفيع « 2 » و ميرزا باقر ولد مشاراليه به سعادت نشستن محفل خلد مشاكل امتياز يافته ساير امرا و « 3 » عظما و ارباب مناصب « 4 » و عساكر و عمال كه در درگاه معلى حاضر باشند بعد از سجده مراجعت نموده در دربار اقبال توقف نمايند كه اگر به خدمتى مأمور گردند يا در حين ديوان به يكى از ايشان رجوعى بوده باشد ، حاضر باشند و در ايّام توقف دار السلطنهء اصفهان اين رسم عدالت بنيان مستمر بوده ، اكثر اوقات به نفس نفيس به قطع و فصل [ گ 296 آ ] مهمّات « 5 » و دادرسى ارباب حاجات و بخشش و جوايز و انعامات اشتغال « 6 » داشتند و به يمن اين دستور عموم خلايق در مهد امن و امان غنوده دست ظلمه از گريبان ملهوفين و ضعفا كوتاه و كشيده گرديده ؛ اميد كه تا از جهان نشان است اين خسرو بى مثال « 7 » فرمانفرماى جهان و جهانيان باد .
آمدن « 8 » ايلچى پادشاه قزاق
چون آستان گردون نشان ملجأ جهانيان و مطاف سلاطين ذىشأن است پادشاه والاجاه قزاق كه به سبب كثرت موانع و تزاحم عوايق هرگز رسم نبوده كه از ولات « 9 » آن حدود كس به دربار پادشاهان عظيم الشأن ايران آيد در اين سال نامه [ اى ]
هامش
( 1 ) . مر : - « بوده » .
( 2 ) . ده ، مر : - « محمّد » .
( 3 ) . ده : - « امر او » .
( 4 ) . م : مناسب .
( 5 ) . مر : مهام .
( 6 ) . مر : اشغال .
( 7 ) . م : بىهمال .
( 8 ) . مر : ورود .
( 9 ) . م : ولايت .