پوده و حوض ماهى متوجه مقصد شدند و چند منزل طهمورث خان همعنان در بندگى طى منازل نموده ، در ثانى الحال بنابر ضعف بنيه و كثرت سن استدعا نمود كه بعد از رايات منصوره به محفه و تخت روان ادراك سعادت خدمت نمايد و بعد از ورود رايات جاه و جلال به چمن گندمان احراز سعادت بندگى نمود و در كنار چشمهء آن مكان ، ساغر « 1 » بادهء خوشگوار گردان « 2 » گشته ، هنگامهء چراغان « 3 » گرم گرديد و كومه كلنگ را كه در آن حدود آماده ساخته بودند كشيده ، مكررا با امرا و خاصّان شكار قهال فرمودند و بعد از نهضت از گندمان به چقاخور از آن منزل خلد مشاكل به قورق سوار شده ، شكاركنان از راه گريوه رخ و بابا شيخعلى روانهء دار السلطنهء اصفهان [ گ 295 آ ] گرديدند و در عرض ايّام توّقف كه قريب به دو ماه امتداد يافت طهمورث خان و گرجيان را به نوازشات گوناگون مفتخر و سرافراز گردانيدند و چون خاطر همايون از رهگذر داغستان و گرجيان « 4 » جمع بود رقم اشرف صادر گرديد كه اللّه ويرديخان قوللر آقاسى روانهء درگاه معلّى گردد و بعد از دخول دار السلطنهء مزبور مشاراليه به طريق استعجال آمده به پاى بوس سرافراز شد .
رخصت يافتن اميلاخور « 5 » و ساير وقايع « 6 »
بعد از ورود موكب سلطنت به مقر خلافت و دولت ، گيوبيگ اميلاخور را به انعامات و خلاع خشنود ساخته مرخص فرمودند و در همين اوقات زاهد على بيگ كه از امراى معتبر تركستان بود « 7 » به رسم حجابت از جانب « 8 » سبحانقلى خان والى بلخ وارد آستان گردون نشان گشته ، وزير و « 9 » داروغه و كلانتر اصفهان « 10 » به استقبال او مأمور گشتند و بعد از احراز « 11 » بساط بوسى و اداى رسالت چون معروض داشت كه سبحانقلى خان استدعاى بعضى امور و گزارش « 12 » آن را حواله به عرض او نموده ، امر فرمودند كه قورچى باشى و قوللر آقاسى به منزل نوّاب « 13 » ايران مدارى رفته ايلچى
هامش
( 1 ) . م : + مشغول نوشيدن .
( 2 ) . م : گردن .
( 3 ) . م : حريفان .
( 4 ) . ل : - « و گرجيان » .
( 5 ) . م : امير آخور .
( 6 ) . مر : ورود ايلچى سبحانقلى خان .
( 7 ) . م : بوده .
( 8 ) . مر : - « از جانب » .
( 9 ) . ده : و از نزد .
( 10 ) . م : - « اصفهان » .
( 11 ) . ده : اجراى .
( 12 ) . مر : گذارش .
( 13 ) . مر : - « نوّاب » .