متن نامهء شاه عباس ثانى به اورنگ زيب پادشاه هندوستان « 1 »
جواهر نيايش « 2 » بيحد و لآلى متلالى ستايش لايحصى و لايعد كه كفهء زبان و ميزان بيان از كشيدن آن قاصر و بازوى توان از تعقل آن فاتر باشد ، نثار سراى كبرياى مالك الملكى كه مقرنس چرخ كبود از شهرستان عظمت و جلال او كاخى و شجرهء بديع الازهار وجود از گلشن وسيع الفضاى صفت او شاخى است . ديدهء دقيقه شناس رموز آفرينش روزنيست به صحراى بى انتهاى قدرتش گشاده و روشنى اذهان دانشمندان چراغى « 3 » در راه معرفتش نهاده ؛ دور گردان اضداد « 4 » را از جامه « 5 » خانهء صنعتش لباس ايجاد « 6 » تأليفى خلعتى است شايسته بر دوش و مىگساران ميكدهء عرفان را فروغ مهر منير بادهاى است مدام در جوش . زبان شيرين سخنان شكرستان شكر طرازى از خوان نوالش انگشت شهدى است به كام كشيده و نگاه سرمستان آگاهى بادهاى است به مدّعا رسيده .
[ نظم ]
خدايى كافرينش در سجودش * [ گ 285 آ ] گواه مطلق آمد بر وجودش
وجودش بر همه موجود قاهر * نشانش بر همه بيننده ظاهر
و نقود درود نامعدود و صلات صلوات « 7 » نامحدود ، هديهء جناب سيد كونين و سرور ثقلين و شهريار خافقين ، ثمر شجر گلشن ايجاد ، نتيجهء صغرى و كبرى مبدأ و معاد ، آفتاب جهانتاب آسمان هدايت ، آب بقاى چشمهسار لطف و عنايت ، محراب مسجد عبادت « 8 » ملايكهء « 9 » مقربين ، « 10 » سحر خيز
لَيْلَةُ الْقَدْرِ
« 11 » « كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطّين » ، درخشان صدف گوهر « 12 » برترى ، آفتاب آسمان « 13 » رفيع الاركان رسالت و پيغمبرى ، سوار گردون جنيبت سفر خجسته اثر « 14 » اسرى ، « 15 » پيشواى صفوف ارواح
هامش
( 1 ) . اساس ، د ، ل ، مر ، مج : - « متن نامه . . . هندوستان » .
( 2 ) . م : ثنايش .
( 3 ) . م : + است .
( 4 ) . اساس ، ل : از داد .
( 5 ) . مر : - « از جامه » .
( 6 ) . ده ، مر : اتحاد .
( 7 ) . م : - « صلوات » .
( 8 ) . مر : هدايت .
( 9 ) . مر : ملكهء .
( 10 ) . م : مغربين .
( 11 ) . قرآن كريم : 97 / 3 .
( 12 ) . م : گوهر صدف .
( 13 ) . ده : - « آسمان » .
( 14 ) . ده : - « سفر خجسته اثر » .
( 15 ) . اشارتى است به آيهء اول از سورهء الاسرآءيا بَنِي إِسْرائِيلَ *.