مستقلا حاكم الكاى كاخت باشد ، متمنى او صورت وقوع نيافته بود ، مشاراليه نيز بنا « 1 » بر خبث باطنى ، تحريك آن جماعت مىنمود و بعد از رخصت انصراف از دربار معلى به شرحى كه سابقا نگارش يافت ، وارد گرجستان گرديده موجب ازدياد فتنه و منهج « 2 » فساد و مواد عناد گشته ، ولد زال ارسطاو و بزينه كه يكى از تاوادان كاخت و صبيهء زال ارسطاو در منزل ولد او بود با كشيش الاورد « 3 » و بعضى گرجيان با جماعت توش « 4 » متّفق گشته مواضعهء مخفيه را آشكار نمودند و نيم شبى به جمعيت تمام بر سر جماعت بيات و اربطان ريخته جمعى كثير از آن گروه را مقتول گردانيدند و ساير [ گ 284 آ ] آن جماعت را متفرق و پريشان « 5 » ساختند و عليقلى خان كنگرلو در قلعه « 6 » توقف نموده ، جمعى از غازيان كنگرلو را به مدافعه و مقاتلهء ايشان تعيين نموده چند نفر از طرفين مجروح و بى روح گشته ، مبانى خلاف و فساد « 7 » فيما بين ايشان راسخ شد و عليقلى خان و مرتضى قليخان حقيقت را معروض درگاه جهان پناه گردانيدند . چون رفاقت ولد ارسطاو و تحريك كردن ارسطاو ، آن جماعت را در برزخ نفى و اثبات بود و حسب الواقع تشخيص نيافته بود و بسيار بعيد و بديع « 8 » مىنمود كه ارسطاو با آن همه انعام و احسان « 9 » و الطافى كه از اعليحضرت ظلّ رحمن دربارهء او به وقوع پيوسته كفران نعمت و احسان بىپايان خديو زمان نموده ، مرتكب اين قسم امور گردد و مقارن اين احوال عرايض ارسطاو متعاقب و متوالى به درگاه گيتى پناه مىرسيد كه نسبت « 10 » اين امور به او محض كذب و افترا است و ارباب غرض اين امر شنيع را به او اسناد « 11 » نمودهاند و اصلا خبرى از مقدمات « 12 » مسطوره ندارد و جماعت توش « 13 » بنابر بد « 14 » سلوكى على قلى خان كنگرلو ارتكاب نموده ، مروّت شامله تيغ انتقام را در نيام داشته منتظر تحقيق « 15 » و تشخيص آن
هامش
( 1 ) . م : - « بنا » .
( 2 ) . ده : مهيج . مر : مهج .
( 3 ) . مر : الاداد .
( 4 ) . م : بوش .
( 5 ) . مر : پريشان و متفرق .
( 6 ) . م : - « در قلعه » . مر : خود در قلعه .
( 7 ) . مر : فساد و خلاف .
( 8 ) . ل : بديع و بعيد .
( 9 ) . مر : احسان و انعام .
( 10 ) . اساس : به سبب .
( 11 ) . اساس : استاد .
( 12 ) . مر : واقعات .
( 13 ) . اساس ، ل ، م : نوش . مر : بوش .
( 14 ) . مر : - « بد » .
( 15 ) . مر : + اين امور مىبودند و در باب تحقيق و .