دواب و اغنام و مواشى روانهء گرجستان كاخت نموده ، سه باب قلعهء متين رصين در سه محل از محال گرجستان كه لازم داند احداث نموده ، مستحفظان تعيين نمايد ، « 1 » مقرر دارد كه محصلان ساعى ايلات را به گرجستان برده ، محال گرجستان را سواى « 2 » محالى كه به ارسطاو « 3 » و تاوادان « 4 » و ازناوران آنجا شفقت شده در ميانهء ايلات قسمت نمايند كه به زراعت و عمارت و آبادانى قيام نمايند و ارقام مطاعه در باب روانه شدن معمار و بنّا و ساير [ گ 283 ب ] عملهء عمارت صادر گرديد و مبلغى نقد از خزانهء عامره « 5 » جهت اخراجات قلاع داده شد و عاليجاه قوللر آقاسى حسب الفرمان واجب الاذعان ، محصلان ساعى تعيين نموده ، موازى پانزده هزار خانه وار از ايلات به شرح مقرر روانهء گرجستان نموده ، سه باب قلعه در آن حدود احداث نمود و به اتمام رسانيده حقيقت معروض داشته ، قلاع ثلاثهء « 6 » مزبوره « 7 » را به شاه آباد و اسلام آباد و نصرت آباد « 8 » موسوم گردانيدند و حكومت چهاردانگ گرجستان « 9 » به مرتضى قليخان بيگلربيگى قراباغ و دو دانگ به على قلى خان كنگرلو حاكم نخجوان تفويض يافت و ايلات مزبوره نيز از قرار چهار دانگ و دو دانگ فيما بين ايشان تقسيم شد كه به موجب فرمان عمل نمايند و مردم ايلات حسب المقرر در الكاى آنجا سكنى نموده مرفه و آسوده حال مىبودند . چون اختلاف مذهب و تقابل « 10 » كفر و اسلام ناچار منجر به خلاف و اختلاف مىگردد و مردم ايلات را نيز داعيهء حكومت و تسلط و زيادتى بر گرجيان مىشد ، اين معانى فيما بين آن دو گروه موجب منازعه و مناقشه « 11 » شده ، به مظاهرت جبال شامخه و اشجار ملتفه و طرق ضيّقه « 12 » جماعت توش « 13 » در مقام غدر و مكر مىبودند « 14 » و عليقلى خان نيز جماعت ايلات را سعى كه لازم باشد نمىنمود « 15 » و زال ارسطاو « 16 » را نيز داعيهء آن مىشد كه
هامش
( 1 ) . اساس ، ل : نموده .
( 2 ) . م : سوالى . ده : سوى .
( 3 ) . ل : ارسطا .
( 4 ) . ل ، م : تاودان .
( 5 ) . اساس : عماره .
( 6 ) . ده : ثلثه .
( 7 ) . م : مذكوره .
( 8 ) . م : نصرآباد .
( 9 ) . مر : + مزبور .
( 10 ) . م : قايل .
( 11 ) . مر : مناقشه و منازعه .
( 12 ) . ل ، م : صعبه .
( 13 ) . م : پوش .
( 14 ) . م : - « مىبودند » .
( 15 ) . م : مىنمود .
( 16 ) . ده : + نيز بنابر خبث باطنى تحريك آن . . .