ثبت افتاد .
نظم « 1 »
زهى سر منزل صاحب سعادت * كه حسنش عقل را كردست غارت
دل خلق جهانش در سراغست * فلك را چشم و گيتى را چراغست
به جست و جو فلك عمرى دويده * و ليكن شاهدى زينسان نديده
سعادت داشت با خود اين در و بام « 2 » * يكى ديگر بر او افزود از نام
سعادت چون شد از تكرار كامل * ازو سال تمامى گشت حاصل « سنهء 1070 » « 3 »
انشاء اللّه شرح آراستگى اين بهشت برين بعد از اين « 4 » زيور نگارش خواهد يافت . « 5 »
شرح مغلوب شدن متمرّدين داغستان در سنهء 1069 « 6 » و فتح [ گ 275 آ ] حاجى منوچهر خان « 7 »
صداى سلطنت و جهانگيرى را كوسى « 8 » به غير از كاسهء سر دليران رزم آزما نيست و اين طبل « 9 » بلند آوازه را دوالى « 10 » به غير از تيغ آبدار صف شكنان معركهء هيجا ، نه .
آوازى به غير از آوازهء شكست دشمن نيست كه در گنبد گردون تواند پيچيد و بريدى به جز مژدهء « 11 » فتح و فيروزى نه كه قيروان تا قيروان تواند دويد . گلزارى كه تا خزان انقراض زمان شكفته و تازه رو باشد ، حديقهء نصرتى است كه از خون دشمنان شكفته شود و گوهرى كه آويزهء گوش و گردن عروس ايّام تواند بود ، درّ گرانبهاى شهرتى است « 12 » كه به مصقب سنان و خدنگ جان ستان « 13 » سفته « 14 » گردد . سخنى كه گوش آيندگان « 15 » تواند شنيد حكايتى است كه زبان سيف و سنان سرايد و حديثى كه
هامش
( 1 ) . ل ، م : - « نظم » . اساس ، د : بيت .
( 2 ) . مر : باد .
( 3 ) . د ، ده ، ل ، م ، مج ، مر : - « سنهء 1070 » .
( 4 ) . ده : اتمام .
( 5 ) . د ، مج : - « انشاء اللّه شرح . . . خواهد يافت » .
( 6 ) . اساس ، د ، ده ، ل ، مج ، مر : - « در سنهء 1069 » . م : 1070
( 7 ) . د : « عنوان » سفيد است .
( 8 ) . م : - « كوسى » .
( 9 ) . م : تبل .
( 10 ) . م : دوايى .
( 11 ) . د : - « مژده » .
( 12 ) . د ، مج : - « است » .
( 13 ) . د : - « جان ستان » .
( 14 ) . م : شكفته .
( 15 ) . مج : بندگان .