عمال مشهد مقدس عريضه « 1 » [ اى ] مشتمل « 2 » بر سلوك ناصواب على بيگ ميراب « 3 » ، سردار خراسان به درگاه جهان پناه فرستاده تظلم نمودند ، از آن امر جليل القدر عظيم الشأن معزول گشته ، مقرر شد كه روانهء آستان خلافت مكان گردد و بعد از ورود به درگاه فلك پيشگاه امر فرمودند كه نوّاب ايران مدارى به اتفاق امراى عظام اجلاس نموده ، به حقيقت سخنان طرفين و صدق و كذب جانبين رسند و صحت و فساد آن را معروض گردانند امرا ، حسب الفرمان قضا جريان اجلاس نموده تشخيص سخنان طرفين كرده ، معروض گردانيدند [ امرا ، حسب الفرمان قضايا جريان اجلاس نموده تشخيص سخنان طرفين كرده ، معروض گردانيدند چون ] « 4 » و چون حركات ناپسند « 5 » بنا بر نكرده « 6 » كارى از على بيگ به منصهء ظهور رسيده بود ، از منصب ميرابى نيز معزول گرديد و آب اين دولت به مزرع « 7 » اعتبار باداده بيگ ارسطاو جارى شد .
معزول شدن قورخمس خان بيگلربيگى مرو و محمّد [ گ 259 ب ] على بيگ جبادار باشى برادر او « 8 »
چون كاركنان و عملهء قورخانهء خاصّهء ، مكرر نزد صفى قلى بيگ ناظر بيوتات خاصّهء شريفه آمده « 9 » مذكور ساختند كه محمّد على بيگ جبادارباشى وجوهات تحويلى را مال خود انگاشته و اكثر جواهر ثمين و اجناس غرابت « 10 » آيين را برداشته است و معهذا تنها اكتفا به خيانتى كه در وجوهات تحويل نموده ، نكرده نيز مواجب و انعامى كه به جهت عملهء اين سركار مىستاند « 11 » به دستور از خود مىداند و به ايشان نمىرساند و مومى اليه حقيقت به عرض مقدس رسانيد ، مقرر شد كه به اتفاق ايران مدارى و ساير اركان دولت ، تفتيش امر « 12 » مزبور كرده « 13 » معروض دارند .
هامش
( 1 ) . د ، ده ، مج ، مر : عرايض .
( 2 ) . مج : محتوى . ده : مشتمله .
( 3 ) . اساس ، ل ، م : - « على بيگ ميراب » .
( 4 ) . فقط در نسخ ده ، مر .
( 5 ) . د ، مج : ناپسنديده .
( 6 ) . مر : به ناكرده .
( 7 ) . د ، مج : مزارع .
( 8 ) . مج : - « عنوان » و مطالب در ادامهء سطور پيشين به نگار درآمده است . د : « عنوان » سفيد است . مر :
برادر او جبادار باشى .
( 9 ) . د : - « آمده » . ده : آمدهاند .
( 10 ) . ل : غرايب .
( 11 ) . م : بايد .
( 12 ) . د ، ده ، مج ، مر : امور .
( 13 ) . مج : نموده .