نيل مأمول « 1 » سلطان بلاغى در گرو وقت ماند كه به مقتضاى « الامور مرهونة باوقاتها » در وقت خود صورت حصول يابد .
شرح رفتن ييلاقات پريه و فريدن « 2 » و مراجعت نمودن به عنايت قادر ذو المنن « 3 »
چون به مقتضاى پاسدارى « 4 » قوانين شريعت غرّا كه بر ذمّت همّت « 5 » پادشاه اقليم گشا لازم است ، ماه مبارك رمضان را در دار السلطنهء اصفهان « 6 » گذرانيده در حقيقت حاوى « 7 » ثواب كافهء ملتزمان ركاب گرديدند . بنابر انحراف هواى دار السلطنهء مزبور از منهج اعتدال ، بعد از انقضاى آن ماه مبارك رايات نصرت آيات به صوب ييلاق فريدن « 8 » نهضت فرموده « 9 » در منزل مينو نظام محمّديه « 10 » كه مشتمل بر عمارات مرغوبه است دو سه روزى توقف فرموده « 11 » ، همه روز به نظم و نسق امور « 12 » و قطع و فصل مهام « 13 » كافهء جمهور اشتغال فرموده ، چون خبر گرفتارى سلطان مراد بخش تا غايت نرسيده بود در اين امر كمال اهتمام داشتند و نيز به خاطر دريا مقاطر كه مرآت چهره نماى امور مكتوم و متفتن « 14 » آداب و رسوم است پرتو افكنده بود كه شقهء اعلام ظفر فرجام عساكر منصوره و امراى عظام كه گلشن فتح و فيروزى و طرف دامن آتش دشمن « 15 » گدازى و عدو سوزى است و هريك « 16 » به رنگى خاص بوده باشد كه در هنگامهء نبرد و پيكار و معركهء مبارزت و گيرودار از هم ممتاز باشند و به موجب اشارهء همايون ، استادان صاحب طبيعت ، منقوش به آيات فتح و نصرت به اتمام رسانيده بودند ، « 17 » مقرر فرمودند كه الويهء مختصّهء امرا و عساكر آذربايجان را عباس قلى بيگ [ گ 258 ب ] ولد مرحوم حسين خان بيگلربيگى سابق « 18 » لرستان ، و شروان و قراباغ و ايروان را سيد مبارك پسرزادهء سيد مبارك خان
هامش
( 1 ) . م : مقصود .
( 2 ) . مر : فريدون .
( 3 ) . د ، مج : « عنوان » سفيد است .
( 4 ) . د ، مج : پايدارى .
( 5 ) . د ، ده : - « همت » .
( 6 ) . م : - « اصفهان » .
( 7 ) . د ، مج : حامى .
( 8 ) . مر : فريدون .
( 9 ) . مج : فرمودند و .
( 10 ) . د : - « محمّديه » .
( 11 ) . د ، مج : فرمودند .
( 12 ) . م : + مهام .
( 13 ) . م : - « مهام » .
( 14 ) . مر : متفنن . د : - « متفتن » . ده : مقنن .
( 15 ) . اساس ، ل ، م : - « دشمن » .
( 16 ) . م : نيرنگ .
( 17 ) . مج : رسانيدند .
( 18 ) . د ، ده ، مج : - « سابق » .