بخش رسيده « 1 » فسخ « 2 » آن عزيمت فرمودند و كاظماى ايلچى را رخصت انصراف ارزانى داشتند و كاظما به علت وقوع آن امور « 3 » از رفتن تقاعد ورزيده « 4 » در دار المؤمنين قم ساكن شد .
چون در اثناى سياقت « 5 » كلام [ گ 259 آ ] اشعارى شد كه تا هنگامى كه رايات نصرت آيات « 6 » در قريهء « 7 » محمّديه نزول اجلال داشت ، خبر گرفتارى سلطان مراد بخش به مسامع باريافتگان بارگاه جاه و جلال نرسيده بود و در اين « 8 » روز نامچه وقايع كيفيت گرفتارى او در طى « 9 » احوال هندوستان قبل از رفتن ييلاق و نهضت رايات نصرت نشان تحرير « 10 » يافته ، لهذا بر ذمّت همّت لازم است كه بيان وجه نگارش « 11 » اين مطلب در اين مقام و رفع ابهام نمايد .
بر ارباب دريافت پوشيده نماند كه قضيهء شورش هندوستان و خبر فوت شاه جهان « 12 » و كشاكش « 13 » وارثان « 14 » مدتى « 15 » قبل از وقوع اين خبر منتشر گرديد « 16 » و خبر گرفتارى « 17 » مرادبخش بعد از مراجعت رسيد . چون تقديم بعضى از اين قضايا به علت سبق وقوع « 18 » ضرور بود لازم نمود كه گوهر وقايع آغاز و انجام در يك سلك منتظم سازد كه رشتهء كلام گسيخته و لآلى از هم « 19 » ريخته نگردد و تحرير اين واقعه در نظر سخن شناسان از مقولهء مبتداى بىخبر نباشد « 20 » .
معزول شدن على بيگ ميراب اصفهان و سردار خراسان « 21 »
چون به مقتضاى لطف ضعيف نواز و عدل ظالم گداز همواره پژوهش احوال كافّهء انام و خاص و عام منظور نظر و الا مىباشد ، بنابر آنكه امرا و سادات و اعيان و
هامش
( 1 ) . د ، ده ، مج ، مر : به پايهء سرير خلافت مصير رسيد و چون غرض از ارتكاب آن سفر امداد و اعانت سلطان مرادبخش بود .
( 2 ) . ده : فسح .
( 3 ) . د ، مج : تهور .
( 4 ) . د ، ل : نموده . م : ورزيد .
( 5 ) . د : سياق .
( 6 ) . د : رايات منصوره .
( 7 ) . د ، ده ، مج : - « قريه » .
( 8 ) . مر : + روز .
( 9 ) . د : درحلى .
( 10 ) . مج : تجربه .
( 11 ) . د ، مج : نگارش وجه .
( 12 ) . اساس ، ده ، ل ، م ، مر : خرم .
( 13 ) . م : + آن .
( 14 ) . د : - « و كشاكش وارثان مدتى » .
( 15 ) . ده : + مديد .
( 16 ) . مج : + بود .
( 17 ) . د + سلطان .
( 18 ) . مر : - « وقوع » .
( 19 ) . مج : درهم .
( 20 ) . ده ، مج : باشد . د : بىخبراند .
( 21 ) . د ، مج : « عنوان » سفيد است .