تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
خواهد بود .

شرح بستن « 1 » سد بر زاينده رود و احداث درياچه « 2 »

از روزى كه نهال هستى و بود اين خار بن « 3 » گلشن « 4 » وجود از ماء معين « 5 » عنايت الهى « 6 » بالا كشيد و رنگ حيات و بوى زندگى در تار و پود اوراق ازهار « 7 » كالبد عنصرى اين خاكسار دميده ، دست و دهان « 8 » به موايد « 9 » راست گفتارى در ازوباز « 10 » ننموده و روزهء مريم سكوت « 11 » را جز « 12 » به نمك كلام صدق انتظام نگشوده . هرگز در شير حديثى كه از پستان خامه مىجوشد ، آب خلاف داخل نكرده و بدين شيوهء نامستحسن « 13 » عرض « 14 » وقوع حديث و آب روى « 15 » سخن را نبرده . پيوسته قلم در بنان « 16 » ترجمان بينش عيان بوده و آنچه از طريق سماع « 17 » و انهاى « 18 » گوش القا يافته و آن را به هيچ وجه از دل نشنوده [ گ 238 آ ] از ايراد اقاويل كاذبه و بادپيمايى چون نور چراغ از باد لرزان و از گزاف سرايى و داستان « 19 » پيرايى « 20 » مانند صحّت از سقم گريزان است . از تبيين اين مرام و تفصيل اين كلام مطلب آن است كه آنچه در اين صحايف ترجمان خامه به مسامع دور و نزديك و شاهد و غايب مىرساند ، از عيوب عدم وقوع خالى و ظروف نقوش و قوالب الفاظ از مغز درستى گفتار مالى « 21 » است . در اين اوقات سعادتمند و زمان ارجمند كه دار السلطنهء اصفهان « 22 » مقرّ رايات دولت آسمان شأن است ، همواره اعليحضرت « 23 » ظلّ رحمن و خلاصهء نتايج ادوار و ازمان به قصد شكار سوار « 24 » شده ، سير اطراف و جوانب مىنمودند و چون عمدهء امورى كه زنگ
هامش
( 1 ) . مر : + شاه عباس ثانى . ( 2 ) . د ، مج : « عنوان » سفيد است . ( 3 ) . مج : - « بن » . ( 4 ) . اساس : - « گلشن » . ( 5 ) . مج : معنى . ( 6 ) . اساس : اللّهى . ( 7 ) . اساس : اژهار . ( 8 ) . د ، مر : + جز . ( 9 ) . اساس : مويد . ل ، م : موائيد . ( 10 ) . م : - « باز » . ( 11 ) . مج : سكوك . ( 12 ) . اساس : - « جز » . ( 13 ) . اساس : نامستحن . ده : متحسن . ( 14 ) . ل : غرض . ( 15 ) . ل ، م : - « روى » . ( 16 ) . د ، مج : نيان . ( 17 ) . د : اسماع . ( 18 ) . ل ، م : انحاى . ( 19 ) . مج : - « سرايى و داستان » . د : دستان . ( 20 ) . ل : پيراى . ( 21 ) . د : تالى . ( 22 ) . مج : - « اصفهان » . ( 23 ) . مج : از اين قسمت تا ظلّ سبحانى در خلال . . . [ گ 238 ب ] افتادگى دارد . ( 24 ) . ده : - « سوار » .
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 583 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق