خواهد بود .
شرح بستن « 1 » سد بر زاينده رود و احداث درياچه « 2 »
از روزى كه نهال هستى و بود اين خار بن « 3 » گلشن « 4 » وجود از ماء معين « 5 » عنايت الهى « 6 » بالا كشيد و رنگ حيات و بوى زندگى در تار و پود اوراق ازهار « 7 » كالبد عنصرى اين خاكسار دميده ، دست و دهان « 8 » به موايد « 9 » راست گفتارى در ازوباز « 10 » ننموده و روزهء مريم سكوت « 11 » را جز « 12 » به نمك كلام صدق انتظام نگشوده . هرگز در شير حديثى كه از پستان خامه مىجوشد ، آب خلاف داخل نكرده و بدين شيوهء نامستحسن « 13 » عرض « 14 » وقوع حديث و آب روى « 15 » سخن را نبرده . پيوسته قلم در بنان « 16 » ترجمان بينش عيان بوده و آنچه از طريق سماع « 17 » و انهاى « 18 » گوش القا يافته و آن را به هيچ وجه از دل نشنوده [ گ 238 آ ] از ايراد اقاويل كاذبه و بادپيمايى چون نور چراغ از باد لرزان و از گزاف سرايى و داستان « 19 » پيرايى « 20 » مانند صحّت از سقم گريزان است .
از تبيين اين مرام و تفصيل اين كلام مطلب آن است كه آنچه در اين صحايف ترجمان خامه به مسامع دور و نزديك و شاهد و غايب مىرساند ، از عيوب عدم وقوع خالى و ظروف نقوش و قوالب الفاظ از مغز درستى گفتار مالى « 21 » است . در اين اوقات سعادتمند و زمان ارجمند كه دار السلطنهء اصفهان « 22 » مقرّ رايات دولت آسمان شأن است ، همواره اعليحضرت « 23 » ظلّ رحمن و خلاصهء نتايج ادوار و ازمان به قصد شكار سوار « 24 » شده ، سير اطراف و جوانب مىنمودند و چون عمدهء امورى كه زنگ
هامش
( 1 ) . مر : + شاه عباس ثانى .
( 2 ) . د ، مج : « عنوان » سفيد است .
( 3 ) . مج : - « بن » .
( 4 ) . اساس : - « گلشن » .
( 5 ) . مج : معنى .
( 6 ) . اساس : اللّهى .
( 7 ) . اساس : اژهار .
( 8 ) . د ، مر : + جز .
( 9 ) . اساس : مويد . ل ، م : موائيد .
( 10 ) . م : - « باز » .
( 11 ) . مج : سكوك .
( 12 ) . اساس : - « جز » .
( 13 ) . اساس : نامستحن . ده : متحسن .
( 14 ) . ل : غرض .
( 15 ) . ل ، م : - « روى » .
( 16 ) . د ، مج : نيان .
( 17 ) . د : اسماع .
( 18 ) . ل ، م : انحاى .
( 19 ) . مج : - « سرايى و داستان » . د : دستان .
( 20 ) . ل : پيراى .
( 21 ) . د : تالى .
( 22 ) . مج : - « اصفهان » .
( 23 ) . مج : از اين قسمت تا ظلّ سبحانى در خلال . . . [ گ 238 ب ] افتادگى دارد .
( 24 ) . ده : - « سوار » .