صهبا را از متاع صبر و اصطبار « 1 » مىپرداختند . تا حين ورود وقت معين كه ساعت پيرايهء سعادت دربر مىكرد ، مدتى در تالار باغ تخت هنگامه آراسته به عيش و نشاط مشغولى فرموده ، « 2 » برخى با ملتزمان ركاب سير سراسر « 3 » خيابان چراغان نمودند « 4 » و بعد از رسيدن ساعت و التذاذ از عيش و عشرت به دولتخانهء همايون تشريف شريف ارزانى فرمودند ؛ اميد كه همواره « 5 » چراغ عيش اين خسرو اقليم گشا روشن و محفل شاديش از سيماى لاله عذاران سرو قد گلشن باد .
شرح « 6 » قرار دادن ديوان عدالت در هفته سه روز « 7 »
بعد از ورود دار السلطنهء اصفهان و اتّكا بر چهار « 8 » بالش فرمان به طريقى كه شيمهء كريمهء عدالت و قرار داد « 9 » سجيهء مرضيهء جلالت است ، ابواب عدل و احسان ايادى برّ و امتنان بر روى جهانيان گشوده ، سه روز از ايّام اسبوع را مخصوص دادرسى و مظلوم نوازى فرموده « 10 » به نفس نفيس افراد سپاهى « 11 » و آحاد رعيت را به حصول اثمار كام و استلذاذ شهد مرام شيرين كام مىفرمودند و در همهء اوقات رضاجويى حضرت خالق و رفاه حال خلايق را نصب العين ضمير انور « 12 » داشته « 13 » به قوّت بازوى حق شناسى و حقيقت رانى و دقت نظر موشكافى و رموز خوانى ، ميزان عدل سويّت و قسطاس به حيف و ميل عدالت را برپاى داشته ، داد خلايق را داده در عوض از جناب « 14 » الهى عمر و دولت نيكنامى دوام ستاده ، ذخيرهء باقى مىاندوختند و بعضى از اوقات سامى را نيز به ملاحظهء عرض « 15 » باقى ماندهء سپاه كه به نظر كيميا اثر نرسيده بود مصرف مىداشتند . روزى [ گ 237 آ ] به طريق مقرر و قاعدهء مستمر بر مسند عدالت طراز نوشيروانى نشسته و قطع و فصل مهام چون رشتهء آمال و اعمار
هامش
( 1 ) . مر : اضطبار .
( 2 ) . م : نمودند .
( 3 ) . مج : سريراسر .
( 4 ) . مر : فرمودند .
( 5 ) . م : هميشه .
( 6 ) . ده ، مر : - « شرح » .
( 7 ) . م : شرح مظلومنوازى و ظالمگذارى آن خسرو غازى . د : « عنوان » فوق را ندارد و مطالب ذيل عنوان ، در ادامهء جملات قبل آمده است . ل ، مج : « عنوان » سفيد است .
( 8 ) . د ، ده ، مج : چار .
( 9 ) . م : - « قرار داد » .
( 10 ) . مج : - « فرموده » . ده : فرمود .
( 11 ) . مج : شناى .
( 12 ) . اساس ، مج : انوار .
( 13 ) . ل : دانسته .
( 14 ) . م : جانب .
( 15 ) . د : - « عرض » .