تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
رايات « 1 » جهان گشاى اقبال و اعلام گردون ساى جاه و جلال در زمستان اين سال در مازندران « 2 » كه رشك فرماى روضهء رضوان و « 3 » حدايق جنان « 4 » است ، [ گ 225 ب ] نزول اجلال داشت . الحق صبّاغ « 5 » باد مهرگان لباس اوراق درختان را به الوان مختلف در نظر بينندگان جلوه داده و از آراستگى عروس خزان داغ رشك بر جگر « 6 » شاهد « 7 » لاله رخسار بهار چنانچه ابيات راقم مشعر بر آن است ، نهاده بود . مثنوى « 8 »
سرخ گرديده برگ برگ چنار * چون گل آتشى به فصل بهار « 9 » يا پرى چهره‌اى بود سركش * دستها را گرفته بر آتش همچو دستار باده نوشان ، تاك « 10 » * از سر شاخها كشان بر خاك هست چون دام راه گير ، چنار * اوفتاده درو « 11 » تذرو بهار خاكش از برگها مرصّع پوش * بوتها « 12 » همچو بوتها در جوش اندر آن بزم خاص سرمستان * كه بود همچو روضهء رضوان گويى از شاخهاى مهر ضيا * دست موسى بلند شد به دعا « 13 » هر درخت آتشى به پا دارد * آرزو گر پزيم « 14 » جا دارد هر درختى به صحن گلزارش * همچو چنگيست تاكها تارش صوت چنگش ز سير آهنگيست * جنبش باد ناخن چنگيست شاخ پر « 15 » برگ هست سيخ كباب * برگ ريزش چكيدن خوناب
و آن باغ پرگل كه به باغبانى صنع الهى از گلهاى « 16 » رنگارنگ « 17 » در چهار فصل ، غيرت « 18 » نگارخانهء ارژنگ « 19 » است به نوعى جلوه‌گر گرديده بود « 20 » كه نگاه بينندگان را
هامش
( 1 ) . ل : - « رايات » . ( 2 ) . ل : مازندران و روضهء رضوان . . . ( 3 ) . ل : كه . ( 4 ) . مج : جهان . ( 5 ) . مج : صبّاع . ( 6 ) . ل : - « جكر » . ( 7 ) . ل : شاهدان . ( 8 ) . مج : نظم . ل : - « مثنوى » . د : بيت . ( 9 ) . م : - « بهار » . ( 10 ) . مر : پاك . ( 11 ) . مج : بر او . ( 12 ) . م : توپها . ( 13 ) . ل : به عطا . ( 14 ) . م : بريم . ( 15 ) . ل ، ده : هر . ( 16 ) . د : گلستان . ( 17 ) . ل : رنگ رنگ . ( 18 ) . ل : عبرت . ( 19 ) . اساس : ختن . ( 20 ) . اساس : - « بود » .
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 547 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق