تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
ور از كف بيندازدش در ستيز * شود بسته بر خصم ، راه گريز به نيروى آن گرز « 1 » خورشيد چهر * برو « 2 » گشته هموار وضع سپهر به كف نيزهء شاه نيكوسرشت * چو سرويست بر طرف جوى بهشت
و با سپاهى آراسته كه عارض آسمان را ديدهء ديد ، « 3 » لشكرى چنان نديده بود ، به تاريخ دوازدهم شهر ذيحجة الحرام « 4 » در ساعت مسعود كه ملك المنجمين مزبور « 5 » تعيين نموده بود ، نظر بر قلعه انداخته ، « 6 » در باغ عباس « 7 » آباد كه به قرب « 8 » قلعهء قندهار واقع است ، نزول اجلال واقع شد و چون طرف غربى قلعه محصور به كوه لكى و جانب شرقى از بسيارى آب و گل به مرتبه‌اى بود كه بردن سيبه متعذّر مىنمود ، امر فرمودند كه طرفين شمالى و جنوبى به كندن جر و بردن سيبه قيام نمايند و سيبهء طرف شمالى كه به باغى كه نزول اجلال واقع شده ، متصل بود [ گ 199 ب ] به عهدهء اهتمام بندهء فدويت نشان و غلام به اخلاص آستان ملايك « 9 » پاسبان ، مرتضى قليخان قورچى باشى و متولى مزار نوّاب خاقان رضوان مكان « 10 » و حاكم دار الامان كرمان و سياوش خان قوللر آقاسى و بيگلربيگى كوه گيلويه و اللّه ويردى بيگ امير « 11 » شكارباشى شد « 12 » و سيبه‌اى كه منسوب به اعليحضرت ظلّ اللّهى « 13 » بود ، به عهدهء عيسى بيگ برادر رستم خان سپهسالار « 14 » - كه قبل از اين رقم زدهء خامهء « 15 » وقايع « 16 » نگار گرديده بود « 17 » - كه بعد از قتل رستم خان در قلعهء الموت
هامش
( 1 ) . مج : گرد . ( 2 ) . م ، ل : به ره . ( 3 ) . ده : ديدهء . ( 4 ) . اساس : الحرام سنهء [ جاى سفيد ] . ( 5 ) . مر : - « مزبور » . ( 6 ) . د : انداختند . ( 7 ) . د : حسن . ( 8 ) . م ، مج ، ل ، د : در جوار . ده : جوار . ( 9 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : ملك . ( 10 ) . مج ، د : مكانى . ( 11 ) . م ، مج ، ل ، د : مير . ( 12 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « شد » . ( 13 ) . اساس ، د ، ل ، م ، مج : ظلّ الهى . ( 14 ) . م ، مج ، ل : + سابق . ( 15 ) . م ، مج : كلك . ( 16 ) . د : بدايع . ( 17 ) . مر : - « بود » .