تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
و مقرر داشتند كه دليران « 1 » كارآزما و نهنگان لجهء هيجا ، لباس رزم پوشيده ، صفوف آراسته ، به ترتيب و آيينى كه در روز جنگ مرعى و منظور است ، در ركاب ظفر انتساب روانه شوند و آن قايد عنان « 2 » اقبال و پيشرو جنود سعادت و اجلال ، « 3 » خود نيز « 4 » لباس رزم در بر كرده ، مهياى كارزار گرديدند . نظم « 5 »
چه گويم از آن خسرو شيرگير * كه باشد برش شير ، « 6 » روباه پير ز تيرش مشبك دل دشمنان * كمانش به پرزورى « 7 » آسمان شود چرم « 8 » گاو زمين چاك‌چاك * اگر سايهء تيغش افتد به خاك كشد شعله « 9 » در رزم چون تيغ او * شود آب ، دل در بر « 10 » كينه جو به افشاندن آن شاه « 11 » والاتبار * نمايد تهى سنگ را از شرار گذارد اگر بر سر سايه پاى * نجنباندش مهر تابان ز جاى چو بردارد از جاى گرز گران * به دستش بود گردش آسمان
هامش
( 1 ) . ل : هژبران . ( 2 ) . م : قاعده . ( 3 ) . د : - « و اجلال » . ( 4 ) . م ، ل : - « نيز » . ( 5 ) . م : ايضا . ل : - « نظم » . د : بيت . ( 6 ) . د : شيرو . ( 7 ) . مج : پيروزى . ( 8 ) . م ، ل : جرم . ( 9 ) . ل : - « شعله » . ( 10 ) . مج : آن در بر دل . ( 11 ) . مج : بال .
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 474 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق