تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
جهان گرديد گلشن از نكويى * برآمد آفتاب از خاك گويى ز دلها گرد غم گرديد رفته * به يك دم شد گلستانى شكفته
استادان آتشباز اشكال و تماثيل بيجان را كه مرتب ساخته بودند ، از شراب شفقى رنگ پيمانهء سنگ و آهن « 1 » قرين نعرهء مستان و دست افشانى سماع صوفيان مىگردانيدند . اعليحضرت ظلّ اللّهى « 2 » به اتفاق خان مزبور « 3 » در تالار دولتخانهء « 4 » مباركه بزم افروز و هنگامه آرا شده ، تماشاى آن بزم غريب مىنمودند . آن خان والاشأن و منسوبان از ملاحظهء « 5 » آن جشن دلپذير تعجبات نموده ، خرمن غمهاى اندوخته را به آتش دلگرمى « 6 » آن هنگامه مىسوختند ، تا نيم شب به اين دستور بازار جشن و سرور « 7 » گرم گرديد و بعد از انقضاى صحبت كه هنگام « 8 » آسايش و استراحت رسيد ، ندر محمد خان با منسوبان دستورى خواسته روانهء منزل خود گرديدند و بعد از وقوع اين جشن « 9 » هر روز به تفقدى « 10 » تازه و تكلّفى « 11 » بىاندازه خاطرجويى خان مزبور مىنمودند و در همان چند روز بنابر كبر سن و طىّ مسافت بعيده مزاج ندر محمد خان از منهج استقامت عدول نموده ، حقيقت اين معنى معروض باريافتگان سرادقات جاه و جلال گشته ، « 12 » نخست « 13 » حكمت « 14 » و حذاقت پناه « 15 » جالينوس الزمانى « 16 » محمد حسين قمى ، طبيب خاصّهء شريفه « 17 » را كه تجربه‌اندوزى را با دانشمندى فراهم آورده ، مأمور ساختند كه به معالجه اشتغال نمايد و چون قدوم ميمنت لزوم اعليحضرت ظلّ اللّهى « 18 » را در شفاى عليل مزاجان دار الشفاى امكان ،
هامش
( 1 ) . مر : سنگ آيين ؛ ل : سنگ و آهنين . ( 2 ) . م ، مج : ظلّ الهى . ( 3 ) . اساس : - « مزبور » . م ، ل : + و اعيان حضرت . ( 4 ) . م : در دولتخانه . ( 5 ) . د : + و مشاهده . ( 6 ) . م ، ل : + تماشاى . ( 7 ) . م : - « و سرور » . ( 8 ) . د : هنگامهء ( 9 ) . مج : اين جشن بنابر كبر سن و طى مسافت بعيده . ( 10 ) . ل : تفقدات . ده : بنقدى . ( 11 ) . ل : تكلفات . ( 12 ) . م ، ل : گرديده . ( 13 ) . مج : - « نخست » . ( 14 ) . اساس : حكيم . ( 15 ) . اصل ، مر : - « حذاقت پناه » . مج : صداقت پناه . ( 16 ) . اصل ، مر : - « جالينوس الزمانى » . ( 17 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « خاصّهء شريفه » . ( 18 ) . م ، مج ، د : ظلّ الهى .
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 426 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق