تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
آن خردمندان « 1 » دانش اندوز را در مدتهاى متمادى « 2 » به دشوارى حاصل مىگردد ، شده‌اند « 3 » و بعد از كشيدن مطعومات و مشروبات و انقضاى صحبت سوار شده ، روانهء شهر گرديدند و تا در دولتخانهء مباركه همراه بودند ، « 4 » خان ذى شأن را از آنجا روانه منزلى كه به جهت ايشان تعيين فرموده بودند ، « 5 » ساختند .

شرح آتشبازى و روانه نمودن خان ذى شأن بصوب تركستان

چون چراغ دولت هريك از فرمانروايان كه به صرصر حوادث منطفى شده ، پيوسته از مشكوة اقبال ابدى الضّياء اين دودمان و الا ، مستنير « 6 » و مستضئ گرديد و هريك از فرمانروايان كه به اقتباس انوار دولت ، روى نياز به اين آستان كه مرجع آمال جهانيان است آورده‌اند ، انواع انعام و احسان « 7 » يافته‌اند ، « 8 » لهذا بر پيشگاه ضمير و الا كه از انوار تجليّات الهى روشن است ، چنان پرتو افكند كه خلوت « 9 » دل آن خان والاشأن را كه از دخّان اعمال ناهنجار هنود تيرگى اندود بود ، به تفرّج چراغان و اعجوبه كارى استادان آتشباز ، ظلمت زدا و فروغ بخش كردند « 10 » . در شب هفدهم شهر « 11 » رمضان المبارك « 12 » به موجب فرمان واجب الاذعان ، هنگامهء اين تماشا گرديد . عمارات ميدان نقش جهان را كه در [ گ 184 ب ] وسعت و فسحت نمودار آسمان است « 13 » از روى خاك تا سطح بام كه مقارن گنبد افلاك است كواكب مثال به شمع و چراغ آراستند . « 14 » نظم « 15 »
چراغ افروخت از اندازه بيرون * در آن شب شد زمين هم چشم گردون
هامش
( 1 ) . مر : خردمند . ( 2 ) . د : مديد . ( 3 ) . م : شده . ( 4 ) . م ، مج ، مر ، ل ، د ، ده : بوده . ( 5 ) . م ، مج ، ل ، ده : نموده بودند . د : شده . ( 6 ) . مج ، منير . ( 7 ) . م : احسان و انعام . ( 8 ) . د : يافته . ( 9 ) . م : خلوة . ( 10 ) . م ، ل : گرديدند و . د : گرداند و . ده : گرديد و . مج : كردند و . ( 11 ) . م ، ل ، د : - « شهر » . ( 12 ) . اصل : يك كلمه سفيد است . ( 13 ) . مج : آسمان است به شمع و چراغ آراستند . ( 14 ) . د : آراسته . ( 15 ) . اصل ، د ، مر : بيت م : مثنوى . ل : - « نظم » .