تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
معنى كه پيرايهء استدلال در بردارد ، « 1 » آن است كه اگر فرمانروايان « 2 » ربع مسكون به جمعيت امرا « 3 » و لشكر و اتفاق سپاه و حشر ، سعى نمايند كه در هنگام شتا و شدّت برد و سرما « 4 » شاهد گلبرگى يا عروس غنچه از حجلهء استار و خلوتخانه « 5 » اسرار قدم به جلوه‌گاه اظهار « 6 » گذارد ، صورت امكان نمىبندد . يكى از مبينات « 7 » اين معنى آنكه زال ارسطاو الكاى قراقلخان كه دست تصرف هيچ يك از فرمانفرمايان « 8 » ظاهر به دامن فتح آن ديار نرسيده بود و تيغ اقليم گشاى « 9 » نوّاب گيتى ستان فردوس مكان « 10 » كه در شيوهء گشودن قلاع خاصيت اشارهء « 11 » انگشت يوسفى داشت ، از عهدهء گشودن ابواب « 12 » مشيدهء آن برنيامده ، بىتحريك ، آلات طعن و ضرب و ادوات كوشش و حرب رقبهء « 13 » نافرمانى را در حلقهء كمند اطاعت و فرمانبردارى درآورده ، به هدايت قايد توفيق ، سالك طريق انقياد گرديده به اتفاق يوتم « 14 » اميلاخور كه او نيز در سركشى با زال ارسطاو در پلهء مساوات بود روى اخلاص بدين « 15 » درگاه فلك پيشگاه آورد و با وجود وقوع و سنوح بعضى امور فيما بين ايشان و رستم خان ، والى گرجستان كارتيل كه سابقا صورت تحرير يافت ، نزد والى مزبور آمده ، مشاراليه را شفيع جرايم و زلّات « 16 » خود نموده ، روانهء « 17 » تقبيل آستان گردون توأمان گرديدند . سلطنت پناه مومى اليه « 18 » حقيقت مأمول ايشان را عرض نموده ، به حصول مقرون گرديده ، « 19 » ارقام مطاعه صادر گشت كه به دل قوى و خاطر جمع روانه گردند . در حينى كه دار السلطنهء اصفهان مقرّ رايات جاه و جلال و اعلام دولت و اقبال بود ، مشاراليه و يوتم « 20 » مزبور روى اردات به اين مركز امن و امان كه ملجأ و معاذ جهانيان است ، آورده ، به شرف پاى بوس و مجالست مجلس بهشت آيين سرافراز گشتند « 21 » و به نيل مطالبى كه در حوصلهء آرزوى ايشان نمى « 22 » گنجد ، سر
هامش
( 1 ) . مج : در پرواز . ( 2 ) . د : فرمانفرمايان . ( 3 ) . اساس ، ل ، م ، مج ، مر : آرا . ده : از او . ( 4 ) . مر : سرما و . ( 5 ) . ل : خلوتگاه . ( 6 ) . د : ظهور . ( 7 ) . م ، مج ، ل : بينات . د : حاصل . ( 8 ) . م ، مج ، د ، ده : فرمانروايان . ( 9 ) . م ، ل : گشائى . ( 10 ) . مر : + شاه عباس . ( 11 ) . م : اشارت . ( 12 ) . م ، ل : قلاع . ( 13 ) . ده : رفته . ( 14 ) . مج : بوتم . د : تويم . ( 15 ) . م : به اين . ( 16 ) . د : زلات و جرايم . ( 17 ) . م ، ل : طالب . ( 18 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : مشاراليه . ( 19 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : گشته . ( 20 ) . د : تويم . ( 21 ) . د : گشته . ( 22 ) . اساس : - نمى .