تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
مهبط غضب و سخط . عالم عالم سپاه و جهان جهان لشكر از خراسان « 1 » آمده انتظار ورود اعلام نصرت فرجام داشتند تا « 2 » مصلحت سنج « 3 » نظام كل در بلدهء كاشان عنان عزيمت آن خاقان رضوان مكان « 4 » عدالت توأمان « 5 » را به تسخير ولايت بقاى جاويدان « 6 » معطوف داشت . والى هندوستان از اصغاى اين خبر خرم « 7 » گشته خواست « 8 » كه به شيوهء گاو تازى ، شيرشكاران ايران را امتحان نمايد . داراشكوه ولد كلان « 9 » خود و خان دوران خواهرزادهء عبد اللّه خان رخمى « 10 » را با جمعى از « 11 » هنود كه در حقيقت به غير از سياهى لشكر چيزى « 12 » از ايشان پديدار نيست به كومك صفدر خان فرستاده ، داراشكوه خود در غزنين توقف نموده ، خان دوران را با بيست و دو نفر از امرا و يكصد و پنجاه هزار سوار به قندهار روان نمود . كيفيت اين نهضت و حقيقت اين جرأت روز سه‌شنبه « 13 » بيست و دوم « 14 » جمادى الاولى « 15 » همين سال « 16 » به مسامع باريافتگان سرادق جاه و جلال رسيد و فرمان قضا جريان نفاذ يافت كه پيشخانه به جانب خراسان بيرون زده عساكر ظفر توأمان آمادهء فرمان باشند و رقم اشرف به اسم امراى عظام و « 17 » رستم خان سپهسالار به صدور پيوست كه جنود مسعود را كه از استماع قضيهء هايلهء نوّاب خاقان رضوان مكان ، گمان كرده‌اند كه سفر قندهار در عقدهء « 18 » تعويق خواهد ، ماند و بدين جهت هريك به منزل خود [ گ 161 ب ] روان گشته‌اند « 19 » جمع نمايد كه ارادهء
هامش
( 1 ) . م ، مر ، ل ، د ، ده : در خراسان حاضر . ( 2 ) . اساس ، ده : با . ( 3 ) . ل : شيخ . ( 4 ) . مر : - « رضوان مكان » . ( 5 ) . د ، ده ، ل ، م ، مج : گيتى ستان ( 6 ) . مر : جاودان . ( 7 ) . ده : جزم . ( 8 ) . م ، ل ، د : با وجود شتردلى و بز قدمى . ( 9 ) . م ، ل ، د ، ده : - « كلان » . ( 10 ) . م ، ل : زخمى . د : عبد اللّه زخمى . ( 11 ) . م ، مج ، ده : + جنود . ( 12 ) . مر : خبرى . ( 13 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « سه‌شنبه » . ( 14 ) . م ، مر : دويّم . ( 15 ) . م ، مج ، د ، ده : جمادى الاول . ( 16 ) . م ، مر ، ل ، د ، ده : - « همين سال » . ( 17 ) . م : - « امراى عظام و » . ( 18 ) . د : حيز . ( 19 ) . مج ، مر ، ده : گشته .