تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
مضجع آن خاقان عدالت پرور است و رعاياى اين خطّه « 1 » حال صيد حرم دارند ، « 2 » ايادى ارباب جور و اعتساف را از گريبان ضعفا و ملهوفين « 3 » كوتاه و كشيده دارد « 4 » در امور دادرسى و خداترسى دقيقه‌اى فوت و فرو گذاشت ننمايد و بنابر آنكه رايات نصرت آيات روانهء دار السلطنه قزوين بود ايلچيان والى تركستان را نيز در همان روز به انعامات و خلاع فاخره « 5 » سربلند فرموده رخصت انصراف ارزانى داشتند . و سارو خان بيگ آجرلو را به مرافقت « 6 » ايشان به رسم حجابت روانه فرموده ، خود به رفاقت دولت و همركابى « 7 » تأييد حضرت عزّت روانهء دار السلطنهء قزوين گرديدند و صاحبان طباع موزون كه مشاطگان ابكار افكارند « 8 » و در اين كارگاه صنعتگرى كه « 9 » رشك فرماى نقش ارژنگ است آينهء بىغبارند ، از ابيات دلكش بهر تاريخ اين دولت ابد مدت « 10 » حجله‌هاى مشك اندود ترتيب دادند يكى « 11 » از آن جمله « ظلّ معبود » « 12 » است كه ملك المنجمين مزبور را به جهة ضبط درجات طلوع اين نيّر ابد فروغ « 13 » به خاطر رسيده . چون خامهء كوتاه زبان را شغلى عظيم كه عبارت « 14 » از نگارش احوال فرخنده مآل اعليحضرت « 15 » ظلّ اللّهى « 16 » است پيش آمده و « 17 » و آن مجال ندارد كه در هر امرى چنانچه خاطرخواه است خوض نمايد ، لهذا به نگاشتن يكى از آنها اكتفا نموده در اين معنى طريق اختصار پيمود . « 18 »

روانه شدن رايات نصرت آيات به دار السلطنهء قزوين

چون خاطر اقدس از شغل زيارت آستانهء مقدسهء منوره مطهره « 19 » معصومه - عليها
هامش
( 1 ) . مج : خطبه ( 2 ) . مج : دارد . ( 3 ) . اساس : ملهوقين ( 4 ) . م ، مج ، مر ، ل ، د ، ده : داشته . ( 5 ) . اساس ، ده ، ل ، م ، مج . مر : - « فاخره » . ( 6 ) . د : به موافقت . ( 7 ) . د : همكارى ( 8 ) . اساس ، د ، ده ، ل ، مر : افكار . ( 9 ) . مر : كه از . ( 10 ) . م ، ل : اين عظمى . مج ، د ، ده : اين قظيهء عظمى . ( 11 ) . م : - « يكى » . ( 12 ) . 1052 ( 13 ) . ل : فراغ ( 14 ) . مج : - « عبارت » . ( 15 ) . مج : اعلاحضرت . ( 16 ) . م ، مج ، ل : ظل آلهى . ( 17 ) . ل : كه . مج : - « آمد » . ( 18 ) . م ، ل : شيوه اختصار اختيار نمود . د : طريق اختصار پيمود به توفيق رب و دود . ( 19 ) . اساس ، مر : - منوره : ده ، ل ، م ، مج : مطهره .
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 344 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق