حاكم موصل با پانصد نفر به قصد كومك بغداد و آوردن آذوقه روانه و زمان بيگ به مدافعهء او تعيين شده ، چند روزى در رباطى متحصن شده و آخر گرفتار گشته به ياسا رسيد . بعد از فتح بغداد قرچقاى خان را بر سر موصل و خان احمد خان را به سر كركوك و شهر زور فرستادند ؛ آن حدود مفتوح گشته به قاسم سلطان اينانلو « 1 » افشار شفقت و ملقّب به لقب خانى شد و قرچقاى خان تاخت ديار بكر نموده بازگرديد و قورچيان افشار به كومك قاسم خان مقرر شده ، الكاى جوازر و متعلقات به قاسم سلطان ولد پير غيب خان استاجلو شفقت شد . در اين سال امير گونه خان به تصرف آخسقه كه از اعمال گرجستان مسق است مأمور شد و آن حدود را مفتوح نمود و ايالت آن ولايت تسليم خان حاكم گورى تفويض يافت و سليم خان با هزار نفر از تفنگچيان به محافظت قلعهء آخسقه [ گ 92 آ ] مشغول شد .
متوفّيات
شيخ لطف اللّه جبل عاملى پيشنماز كه محدث و فقيه بود به رحمت الهى پيوست . محراب خان حاكم مرو نيز در اين سال فوت شد ؛ نعش او نقل مشهد مقدّس شد ؛ اول حال از قراباغ به درگاه معلى آمده ملازم و در ثانى الحال دولتدارى به او شفقت شده بود و بعد از مدتى حاكم طبس گيلكى و بعد [ از ] آن بيگلربيگى مشهد مقدّس و بعد از آن بيگلر بيگى مرو شد . خواجه على اكبر اصفهانى كه از مشايخ موضع اندمان اصفهان است ، اول ضابطه نويس و بعد از آن در عوض ، آقا ابو الفتح اصفهانى مستوفى خاصه شده ، در اين سال وفات يافت . جان آغا خانم صبيهء [ مراد بيگ ] « 2 » بايندر تركمان ، زوجهء على قلى خان شاملو نوادهء دورميش خان شاملو وكيل و كدبانوى حرم و محل اعتماد بود ، در اين سال فوت و نعش او نقل كربلاى معلّى شد . مير ابو المعالى نطنزى كه از سادات برزرود و نطنز است و مجلسنويس و وزير غلامان بود فجأة فوت شد . شيخ جمال الدين كاشانى كه
هامش
( 1 ) . متن : اميانلو
( 2 ) . از روى عالم آراى عباسى تصحيح ايرج افشار ص 1009 تكميل شد .