نزول اجلال داشت ، ملحق شد .
ذكر سوانح گرجستان و قضيهء موراو
بعد از تفويض حكومت كاخت به پيكر خان چون معروض شد كه رعاياى آن محال با بعضى از سپاهيان جمعيت نمودهاند و بيم مفسده بود و مىخواستند كه صبيّهء عيسى خان قورچى باشى را كه نبيرهء دخترى آن حضرت است در حبالهء سميون خان ولد بگرات ميرزا درآورند ؛ لهذا قرچقاى خان را به رفاقت موراو روانه نمودند و قرچقاى خان بعد از ورود به تقريب غزاى گرجيان باشى آچوق ، از ناوران كاخت را جمع نموده يوسف خان بيگلربيگى شروان و محمد قلى خان بيگلربيگى قراباغ را نيز به تقريب دامادى سميون خان حاضر ساخته جشن عروسى انعقاد يافت و بعد از وقوع آن امر مقرر شد كه از ناوران كاخت اسلحهء خود را به عساكر داده خود روانهء اوطان شده از سفر باشى آچوق معاف باشند و بعد از اخذ اسلحهء آن جماعت ايشان را به طريق شكار جرگه از ميان گرفته از تيغ بى دريغ گذرانيدند . و در اين سال در محال اردبيل و خلخال و سراب و ارس قريب به صدهزار نفس به علت طاعون به عالم بقا شتافتند و به بعضى از محالّ طارم و قزوين نيز آثار آن رسيد .
متوفّيات
اسفنديار بيگ [ عربگيرلو ] در حين مراجعت [ از ] بغداد « 1 » در اثناى سوارى بى طاقت شده محفّه جهت او درآورده در محفّه نيز اضطراب نمود ، بيرون آمد كه لحظه [ اى ] آسايش نمايد [ گ 93 ب ] در اين حال پيمانهء حياتش لبريز شد و او ولد كمال بيگ اوچى باشى است كه در آخر ، ايشيك آقاسى باشى حرم عليّه نيز شده بود و به منصب اوچى باشيگرى و مصاحبت سرافراز بود و بعد از فوت او چون ولد او طفل بود اين منصب به احدى رجوع نشد .
هامش
( 1 ) . متن : قندهار ؛ بر اساس عالم آراى عباسى ج 3 ص 1698 اصلاح شد .