به خدمت او آمده الكا را قسمت نموده به اتفاق به حكومت مشغول شدند .
حكومت قندهار به گنجعلى خان و سركارى تعمير قلعه به احمد سلطان مچكى مرجوع شد و از راه غور مراجعت نمودند . خلف بيگ با جمعى از عساكر به تأديب جماعت فيروزكوهى مأمور گرديد . قلعهء هرموز در حين محاصرهء قندهار رسيد و بعد از مراجعت [ گ 90 ب ] از قندهار كه هرات معسكر همايون « 1 » بود ابراهيم خواجه ، ايلچى ندر محمد خان مصحوب محمد صالح بيگ آمده ، استدعا نموده بودند كه رستم محمد خان را به عراق برند ، لهذا در حين نهضت عراق او را همراه آوردند و اخبار فتح قندهار و هرموز مصحوب چلبى بيگ قورچى قاجار به سلطان عثمان خواندگار فرستاده شد .
در اين سال طايفهء ينگچرى هجوم آورده سلطان عثمان و دلاور پاشا وزير اعظم و ينگچرى آقاسى را كه سلطان عثمان به منزل او رفته دخيل شده و او در مقام شفاعت بود به قتل آوردند و سلطان مصطفى را به دستور ، خواندگار نمودند و سلطان مصطفى ، ايلچى مشتمل بر استقرار صلح فرستاده در هرات به پايهء سرير گردون مصير رسيد .
قضاياى بغداد
محمد قنبر و بكر سوباشى در بغداد استقلال يافته پاشايان را دخل نمىدادند و در ثانى الحال فيما بين ايشان منازعه شده ، بكر سوباشى بر محمد قنبر غالب آمده او را مقتول ساخته ، خود بغداد را تصرف نمود و حافظ احمد پاشا از جانب خواندگار به دفع او مأمور شد . بكر سوباشى به وساطت حاكم لرستان اظهار اخلاص به اين سلسلهء و الا نموده ، نگاهدارى بغداد را پيشنهاد خاطر ساخت و حافظ احمد پاشا را كه به حكومت بغداد مقرر بود از دخول بغداد ممنوع گردانيده ، مشاراليه بى نيل مقصود مراجعت نمود . بعد از آن على پاشا كمانكش و يوسف پاشا و حسن پاشا حاكم موصل به حكومت بغداد تعيين شده ، به دستور از دخول ممنوع گشته
هامش
( 1 ) . متن : هميون