بازگرديدند . و رايات نصرت آيات از دار السلطنهء هرات به صوب مشهد مقدس در حركت آمده بعد از ورود به آن بلدهء خلدنشان و تقديم مراسم زيارت روضهء عرش درجه و تفقّد احوال ساكنان و خادمان آن آستان ، [ به ] امر جليل الشأن توليت آن سركار ، از ميرزا محسن تغيير يافته به ميرزا ابو طالب رضوى مرجوع شد و لشكر نصرت اثر را در خراسان قشلاق فرموده ، خود همعنان اقبال متوجه مازندران بهشت نشان گرديدند و ابراهيم خواجه ، ايلچى ندر محمد خان ، و خواجهها را از مازندران مرخص ساختند . و در اين سال ميرزا فصيحى شاعر را از هرات طلب فرموده در مازندران به خدمت سرافراز شده و يوسف خان حاكم شيروان [ گ 91 آ ] و امراى آنجا در مازندران به خدمت رسيده پيشكشها گذرانيدند و قرچقاى را كه با يوسف خان عقد برادرى داشت از مشهد مقدّس طلب داشتند كه با يوسف خان ملاقات نمايد و بعد از رخصت يوسف خان قرچقاى خان در ركاب اقدس توقف نمود . و در اين سال حكم به توسيع راه مازندران نموده ، سركارى به عهدهء ميرزا تقى وزير مازندران و از سركار خاصه اجرت به عمله داده به اتمام رسانيدند .
متوفّيات
خواجه محمد رضا فدوى مشهور به سارو خواجه وزير آذربايجان كه وزير ذو الفقار خان بود و به اين منصب و لقب سرافراز شده بود و در حين رفتن قندهار در الكاى تون فوت شد . محمد صالح بيگ وزير شروان كه به رسالت رفته بود به منصب وزارت و كلانترى دار المؤمنين قم سرافراز شده ، قبل از دخول به قم اقامت سراى عقبى اختيار نمود .
وقايع سنهء تنگوزئيل هزار و سى و سه سال سى و هفتم جلوس
زينل بيگ توشمال باشى كه به رسالت رفته بود به اتفاق حيدر بيگ قراواغلو و مير ولى بيگ كه بعد از فتح قندهار رفته بودند مراجعت نمودند و جماعت اوزبكيه كوتوال قلعهء بالامرغاب را كه در سال سابق گرفته بودند رخصت داده ، قلعه را تسليم نمودند و چون خاطر از مهمات تركستان و اورگنج جمع بود لشكرى را كه در